در این قسمت به زندگینامه و اقدامات 4 فرد مهم تاریخ بشریت در قرن معاصر در قرن بیستم و اقدامات انها که باعث


تشکیل قرن بیست و یکم شده است را مورد بررسی قرار داده و به ان میپردازیم. لذت ببرید حسام پاشایی


نویسنده درجه ی 1 وبلاگ عضو گروه اصلی .

بیل گیتس


بیل گیتس


بیل گیتس

بیل گیتس
زادروز ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵
سیاتل، واشنگتن
محل زندگی مدینا، واشینگتن، ایالات متحده آمریکا پرچم ایالات متحده آمریکا
ملیت آمریکایی
پیشه رئیس مایکروسافت (غیر اجرایی)، همکاری چرخی بنیاد بیل و ملیندا گیتس، مدیر برکشایر هاتاوی، مدیر ارشد اجرایی شرکت سرمایه گذاری آبشار
همسر ملیندا گیتس
فرزندان ۳
والدین ویلیام اچ گیتس
گیتس مری ماکسول
وبگاه
بیل گیتس

ویلیام هنری گیتس سوم (به انگلیسی: William Henry Gates III)‏ سرشناس به بیل گیتس در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ میلادی در سیاتل، مرکز ایالت واشنگتن آمریکا زاده شد. او و پل آلن شرکت مایکروسافت را پایه ریزی نمودند. گیتس به‌عنوان مدیر عامل و مدیر معماری نرم‌افزار در شرکت مایکروسافت فعّالیّت کرده‌است و هم اکنون رئیس هیئت مدیره ی این شرکت است و دارای بیشترین سهام (معادل ۸٪) می‌باشد.

بر پایهٔ مجلّه فوربس بیل گیتس در سال ۲۰۰۸ میلادی، سومین مرد ثروتمند جهان پس از وارن بافت سرمایه‌دار آمریکایی و کارلوس اسلیم بازرگان مکزیکی است.[۱] وی تا پیش از این بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ میلادی ثروتمندترین مرد جهان بود و دارایی‌های او معادل ۶۵ میلیارد دلار برآورد شده بود. در مجموع، ثروت خانواده گیتس بعد از خانواده والتون وارثان وال مارت و بنیانگذارش سم والتون در رتبه دوم قرار دارد. در ژانویه ۲۰۰۷ مجله فورچون اعلام کرد که ثروت کارلوس اسلیم، میلیاردر مکزیکی، از ثروت بیل گیتس پیشی گرفته بوده است.

بیل گیتس در دنیا به‌عنوان بنیان‌گذار تحول در رایانه‌های شخصی بسیار مشهور است. نحوه تجارت بیل گیتس به دلیل اینکه قدرت رقابت را از رقیبان سلب کرده‌است همواره مورد انتقاد بوده‌است و در زمان هایی نیز از او به این دلیل شکایت شده‌است. گیتس همواره تلاشهای خیرخواهانه متعددی را نیز تعقیب کرده‌است و در این راستا بنیاد بیل و ملیندا گیتس را در سال ۲۰۰۰ تأسیس کرده‌است.

زندگی‌نامه

بیل گیتس در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۵۵ متولد شد و در کنار دو خواهرش در سیاتل رشد کرد. گیتس در خانواده‌ای به دنیا آمد که از تاریخی غنی در تجارت و سیاست و خدمات اجتماعی سرشار بود. پدرش ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشناسان شهر سیاتل بود و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضای هیأت مدیرهٔ یونایتد وی اینترنشنال (United Way International) بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت.

گیتس در مدرسهٔ لیک ساید شروع به تحصیل کرد. سپس به علاقه خود به نرم‌افزار پی برد و برنامه‌نویسی را در سن ۱۳ سالگی شروع کرد.

در همین جا بود که هستهٔ اولیهٔ مایکروسافت شکل گرفت.در بهار سال ۱۹۶۸ میلادی مدرسه تصمیم گرفت که دانش آموزان را با پدیده‌ای جدید که به تازگی در دنیا شکل گرفته‌بود یعنی کامپیوتر آشنا کند.کامپیوترها هنوز بزرگ‌تر و گران‌تر از آن بودند که مدرسه بتواند خریداری کند. به همین منظور مدرسه صندوقی را برپا کرد و اعلام کرد که برای اجارهٔ یک سال کامپیوتر PDP-10 ساخت شرکت DEC، کمک کنید. پول زیادی بیشتر از هزینهٔ اجاره یک سال جمع‌شد. اما مدرسه، جذابیت این غول الکترونیکی را برای شاگردان دست کم گرفته بود.این شاگردان، بیل گیتس، پل آلن که دو سال از گیتس بزرگ‌تر بود و چند تای دیگر از دوستان بودند که همگی در حال حاضر از برنامه‌نویسان ارشد مایکروسافت هستند.

در سال ۱۹۷۳ گیتس وارد دانشگاه هاروارد شد و با استیو بالمر مدیر اجرایی حال حاضر مایکروسافت آشناشد. در هاروارد گیتس نسخه‌ای از زبان برنامه‌نویسی بیسیک را برای اولین میکروکامپیوتر نوشت.

تصویر بیل گیتس که در سال ۱۹۷۷ به دلیل تخلف رانندگی، ثبت شده‌است.

در سال دوم دانشگاه را رهاکرد تا تمام انرژی خود را صرف مایکروسافت کند. شرکتی که او در سال ۱۹۷۵ با دوست دوران کودکی خود پل آلن آغاز کرده‌بود بر این باور استوار بود که کامپیوتر به وسیله‌ای ارزشمند بر روی هر میزی و در هر خانه‌ای تبدیل خواهد شد. آنها شروع به ساخت نرم‌افزار برای کامپیوترهای خانگی کردند. افق دید گیتس برای محاسبات شخصی محور موفقیت‌های شرکت مایکروسافت شد.

با مدیریت بیل گیتس، مأموریت گیتس برای گسترش نرم‌افزار و آسان‌تر شدن آن و کم هزینه‌تر و دلپذیر شدن آن برای استفاده کنندگان کامپیوتر به پیشرفت خود ادامه داد. کمپانی به اهداف بلند مدت می‌اندیشید و در سال ۲۰۰۵ در آمدی نزدیک به ۶.۲ میلیارد دلار برای تحقیق و توسعه سرمایه‌گذاری کرده‌است.

در سال ۱۹۹۹، گیتس کتاب «Business @ the Speed of Thought» را نوشت، کتابی که نشان می‌دهد کامپیوتر چگونه می‌تواند در تجارت و کسب و کار مشکلات کاربران را حل کند. این کتاب به ۲۵ زبان ترجمه شده‌است و در بیش از ۶۰ کشور موجود می‌باشد. این کتاب در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌ها در روزنامهٔ نیویورک تایمز، یو اس ای تودی، وال استریت ژورنال و فروشگاه اینترنتی آمازون قرارگرفت. کتاب پیشین گیتس به نام «The Road Ahead» که در سال ۱۹۹۵ مننتشر شده بود برای ۷ هفته متوالی حائز رتبهٔ اول در روزنامه نیویورک تایمز شد.

بیل گیتس در ژانویه ۱۹۹۴ میلادی با خانم ملیندا فرنچ از کارمندان مایکروسافت ازدواج کرد. ملیندا اهل دالاس در ایالت تگزاس آمریکا است. این زوج دارای سه فرزند به نامهای جنیفر کاترین گیتس (۱۹۹۶ میلادی)، روری جان گیتس (۱۹۹۹ میلادی) و فوب ادل گیتس (۲۰۰۲ میلادی) هستند.

خانه بیل گیتس یکی از مدرن‌ترین و گران‌ترین خانه‌های جهان بوده که در کنار تپه می‌باشد و منظره‌ای رو به دریاچه واشنگتن در مدینا واقع در واشنگتن دارد. بر طبق برآورد مجموعه خانه و زمینش معادل ۱۲۵ میلیون دلار ارزش دارد و مالیات آن در حدود ۱ میلیون دلار در سال می‌باشد. همچنین در بین دارایی‌های بیل گیتس، مجموعه‌ای از نوشته‌های لئوناردو داوینچی موجود می‌باشد که او در سال ۲۰۰۴ به مبلغ ۳۰.۸ میلیون دلار در یک حراجی خریداری کرده‌است.

آدرس ایمیل بیل گیتس بطور گسترده‌ای در دنیا پخش شده‌است و در حدود ۴ میلیون ایمیل در سال ۲۰۰۴ دریافت کرده‌است که بیشتر آنها اسپم می‌باشند. به گفته او در بین ایمیلهای دریافتی تعداد زیادی مربوط به پیشنهادهایی برای پولدار شدن می‌باشد که اگر آزاردهنده نباشند حداقل خنده‌دار است.

بنیاد بیل و ملیندا گیتس

بیل گیتس و همسرش ملیندا گیتس در ژوئن سال ۲۰۰۹ میلادی

گیتس تمام منافع حاصل از دو کتاب خود را به موسسات غیر انتفاعی که استفاده از تکنولوژی در آموزش و افزایش مهارت‌ها را حمایت می‌کردند اختصاص داده‌است. بشر دوستی در نزد گیتس از اهمیت بالایی برخوردار است. او و همسرش ملیندا، موسسه خیریه‌ای را با سرمایه ۲۸.۸ میلیارد دلار ایجاد کردند تا فعالیتهای بشردوستانه را در زمینه‌های بهداشت جهانی و آموزش حمایت کنند با این امید که در قرن بیست و یکم تمام مردم دنیا به آموزش و بهداشت دسترسی داشته باشند. این موسسه مبلغ ۳.۶ میلیارد دلار به بهداشت جهانی، ۲ میلیارد دلار به توسعه آموزش درمناطقی که سطح درآمد مردم پایین می‌باشد اهدا کرده است که در آمریکا و کانادا به صورت اهدا کامپیوتر و دسترسی به اینترنت برای همگان در کتابخانه‌های عمومی بوده است.

مایکروسافت

نوشتار اصلی: مایکروسافت

شرکت مایکروسافت درآمدی معادل ۳۹.۷۹ میلیارد دلار در پایان سال مالی ۲۰۰۵ داشته‌است و در حدود ۶۱ هزار نفر کارمند در بیشتر از ۱۰۲ کشور جهان دارد. در پانزدهم جون سال ۲۰۰۶ شرکت مایکروسافت اعلام کرد که در ماه ژوئیه ۲۰۰۸ بیل گیتس از کار روزمره شرکت به منظور صرف زمان بیشتر در کار سلامت جهانی و آموزش در بنیاد بیل و ملیندا گیتس کنار خواهد رفت. بعد از ماه ژوئیه ۲۰۰۸ بیل دوباره به‌عنوان مدیر شرکت مایکروسافت و مشاور پروژه‌های توسعه کلیدی مایکروسافت باز خواهد گشت. دو سال فرصت لازم برای جابجایی تضمینی بر جابجایی آرام و با برنامه‌ای در وظایف روزانه بیل گیتس خواهد بود.در ماه جون ۲۰۰۶، ری اوزی در شغل سابق گیتس به‌عنوان مدیر طراح نرم‌افزار برگزیده شد و در کنار گیتس مشغول به کار در زمینه معماری تکنیکی و مسئول محصولات حذف شده شد. کرگ موندی به‌عنوان مدیر تحقیقات و مسئول برنامه ریزی در شرکت مایکروسافت برگزیده شد و در کنار بیل گیتس کار می‌کند .

مقاله در ترکیبیات

بیل گیتس در ترکیبیات و علوم کامپیوتر نظری کار کرده است و چنانچه در ریاضیات بود ممکن بود محقق سرشناسی در ترکیبیات و علوم کامپیوتر نظری شود. به گفتهٔ لایوش (Lajos) مقاله زیر نوشته منسوب به بیل گیتس است که در آن نا مساوی ای اثبات شده و هنوز تنها کار در آن زمینه (برای مرتب سازی پنکیک [۱] ) است. بیل گیتس و پاپادیمیتریو کران‌های بالا و پایین مورد نظر را در حدی بهبود بخشیده اند که در حال حاضر هم بهترین کران‌ها هستند : (منبع: خبرنامهٔ مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات شمارهٔ 41 [۲].)

William H. Gates and Christos H. Papadimitriou, Bounds for sortingby prefix reversal, Discrete Mathematics 27 (1979), 47–57. "Bounds for Sorting by Prefix Reversal."

گفتاوردها

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به بیل گیتس در ویکی‌گفتاورد موجود است.

ما همیشه درباره اتفاقاتی که در دو سال آینده رخ خواهد داد، اغراق می کنیم، اما آنچه که در ۱۰ سال آینده رخ خواهد داد را خیلی کم تخمین می زنیم. هرگز اجازه ندهید که رکود و سکون به سراغتان بیاید.[۲]

اپرا وینفری

اپرا وینفری


اپرا گِیل وینفری

وینفری در پنجاهمین سالگرد تولدش در هتل بِل-اِیر، لس‌آنجلس، ۲۰۰۴
زادروز ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ (۵۹ سال)
‎۹ بهمن ۱۳۳۲

میسیسیپی، ایالات متحده آمریکا
محل زندگی شیکاگو، ایلینوی، ایالات متحده آمریکا
لقب ملکهٔ میزگرد روزها
شریک زندگی استدمن گراهام
وبگاه
www.oprah.com

اپرا گِیل وینفری (به انگلیسی: Orpah Gail Winfrey)‏ (زادهٔ ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در می‌سی‌سی‌پی) تهیه کننده، بازیگر، مجری، خیرخواه و از مشهورترین و مطرح‌ترین مجریهای تلویزیونی آمریکا و جهان است.[۱]

اپرا وینفری به عنوان ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم رتبه بندی شده‌است.[۲] او فعالیت‌های زیادی در زمینه‌های مختلف انسان دوستانه انجام داده و بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ آمریکا به‌شمار می‌رود.[۳][۴] او برای مدتی، تنها میلیاردر سیاهپوست جهان بوده‌است [۵][۶] و بر اساس برخی ارزیابی‌ها، با نفوذترین زن در جهان محسوب می‌شود.[۷][۸] وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند.

او تا کنون در کارهای فراوانی فعالیت داشته‌است اما مهم‌ترین کار وی برنامهٔ تلویزیونی «اپرا» است. این برنامه بالاترین در نوع خود در تاریخ شناخته شده است که از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱ پخش می‌شد.


زندگی

اپرا وینفری در ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در می‌سی‌سی‌پی، از مادری نوجوان به دنیا آمد. مادرش ورنیتا لی ۱۸ ساله خدمتکار بود. پدرش ورنن وینفری ۲۰ ساله در ارتش خدمت می‌کرد. تا ۶ سالگی نزد مادربزرگش در روستایی در می‌سی‌سی‌پی زندگی کرد. با کمک مادربزرگ توانست در کودکی خواندن و نوشتن را بیاموزد او در ۳ سالگی انجیل و سرودهای مذهبی در کلیسا را از حفظ می‌خواند.

۶ تا ۱۲ سالگی را با مادرش در میلواکی گذراند. ۹ ساله بود که مردی از اقوام به او تجاوز کرد و مدتی بعد هم مورد آزار جنسی دوست مادر و اقوام دیگر قرار گرفت. هر چند از درون رنج می‌برد اما هرگر این مسائل را باکسی در میان نگذاشت. مادرش تصمیم داشت او را به کانون اصلاح و تربیت بفرستد، ولی شانس با اوپرا یار نبود و ظرفیت مدرسه تکمیل بود. دیگر راهی نبود جز اینکه با پدرش زندگی کند. به همین دلیل در سال ۱۹۷۱ نزد پدرش در نشویل رفت.

او در سال ۱۹۶۷ از خانه گریخت. در سال ۱۹۶۸ در پی آزارهای جنسی در ۱۴ سالگی باردار شد ولی بچه خود را از دست داد و پسری مرده به دنیا آورد. مرگ فرزند برای او ضربه سختی بود ولی با خود عهد کرد که زندگی‌اش را تغییر دهد. پدر هم تصمیم گرفت با انضباط و سخت گیری به او کمک کند تا بتواند زندگی‌اش را دگرگون کند. او تحصیلاتش را ادامه داد و پدرش او را تشویق می‌کرد که همیشه بهترین باشد. اوپرا مجبور بود هفته‌ای یک کتاب بخواند و مطلبی درباره آن بنویسد.

در ۱۷ سالگی گزارشگر رادیو نشویل شد. برای اینکه بتواند به کار در رادیو وتلویزیون ادامه دهد، برای تحصیل به دانشگاه تنسی رفت و در رشته هنرهای نمایشی و ارتباط کلامی مشغول به تحصیل شد و همزمان، به طور نیمه وقت در رادیو محلی مشغول به کار شد.

آغاز فعالیت

در همان نخستین سال تحصیل در دانشگاه دو جایزه برای دو نمایش به او تعلق گرفت. در ۱۹۷۶ مجری خبر تلویزیونی در بالتیمور شد. در ۱۹۷۸ علاوه بر گزارشگری و گویندگی به اجرای یک برنامه تلویزیونی هم پرداخت که بسیار موفقیت‌آمیز بود. سپس در ۱۹۸۳ به اجرای برنامه صبحگاهی ای ام شیکاگو پرداخت. این برنامه با برنامه پرطرفدار دانا هیو رقابت می‌کرد و در ظرف کمتر از یک سال به یکی از پرطرفدارترین برنامه‌ها تبدیل شد. این برنامه پس از گسترش در سپتامبر ۱۹۸۵ به «شوی اپرا وینفری» تغییر نام داد.

او در همان سال ۱۹۸۵ در فیلم رنگ ارغوان که بر اساس رمان الیس واکر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ ساخته می‌شد بازی کرد و برای بازی در نقش مکمل فیلم، نامزد جایزه اسکار شد و همچنین از او برای بازی در فیلم پسر بومی قدردانی شد.

در سال ۱۹۸۶ نخستین برنامه اپرا به صورت سراسری در آمریکا پخش شد.

برنامه تلویزیونی اپرا

نوشتار اصلی: اپرا (شو)

شوی تلویزیونی اپرا از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱ به مدت ۲۵ سال پخش شد و در سال‌های آخر در ۱۴۵ کشور جهان پخش می‌شد. این برنامه تغییرات بنیادینی در ژانر گفتگوهای تلویزیونی ایجاد کرد و سبب شد که وینفری یکی از اثرگذارترین زنان در آمریکا و نیز ثروتمندترین زن سیاهپوست در جهان شود.

به گفتهٔ خود اپرا، وقتی اولین برنامه‌اش را اجرا می‌کرد، فقط خوشحال بود که در تلویزیون برنامه دارد. در سال ۱۹۸۶ پس از کمتر از یک سال نخستین برنامه «اپرا» به صورت سراسری در آمریکا پخش شد و به زودی برنامهٔ اپرا به موفق‌ترین برنامهٔ میزگرد تلویزیونی تبدیل شد.

اپرا می‌گوید:

در ابتدا هدفم از اجرای این برنامه این بود که به وسیله رسانه تلویزیون بتوانم مردم را تشویق کنم به آنها روحیه داده و سطح آگاهی آنها را بالا ببرم اما اکنون ماموریتم این است که زندگی دیگران را دگرگون کنم و به آنها کمک کنم تا خودشان را جور دیگر ببینند و برای آنها شادی و رضایت خاطر به ارمغان آورم.

شوی اپرا وینفری در کمتر از یک سال به یک برنامه سراسری، زنده و درجه یک تبدیل شد. در ژانویه ۱۹۸۷ سه جایزه امی به او تعلق گرفت. جایزه بهترین اجرا، کارگردانی و برنامه گفتگو. سال بعد دوباره این موفقیت تکرار و جایزه گوینده سال به اپرا اهدا شد. او در میان تمام زنانی که تا آن تاریخ آن جایزه را دریافت کرده بودند از همه جوان‌تر بود. تاکنون ۳۴ جایزه امی به اپرا اهدا شده علاقه او به بازیگری او را تشویق کرد که در سال ۱۹۸۶ موسسه فرهنگی هنری هارپو را تاسیس کند. هارپو یکی از بزرگترین تولید کنندگان برنامه‌های تلویزیونی است. در سال ۱۹۸۸ جایزه موفقیت در زندگی به او اهدا گردید.

وینفری که در کودکی و نوجوانی زندگی تلخ و سختی را پشت سر گذاشته است و از پیشکسوت‌های برنامه‌های اعترافی به‌شمار می‌آید. برنامه‌هایی که در آن مصاحبه شوندگان با صداقت تمام از تجربیات زندگی خود حرف می‌زنند. او از کسانی بود که مسائل تلخ اجتماعی همچون افسردگی و سوءاستفاده از کودکان را در برنامه‌اش مطرح کرد. علاوه بر این «برنامه اپرا وینفری» محل حضور افراد مشهور و سیاستمداران صاحب‌نام بود، حتی گاهی در این برنامه‌ها٬ ستاره‌ها و سیاستمداران از اشتباهاتی که مرتکب شده بودند از بینندگان عذرخواهی کردند.

اپرا وینفری در کنار باراک و میشل اوباما در دسامبر ۲۰۰۷. او در انتخابات سال ۲۰۰۸ ریاست جمهوری آمریکا از باراک اوباما حمایت کرد و این در موفقیت او بی‌تاثیر نبود.

او با نام ملکه میزگرد روزها مشهور شد. و با اجرای برنامه‌های رده بالا از جمله تهیهٔ فیلم موزیکال رنگ بنفش و برنامهٔ دکتر فیل و ریچل ری بیش از ۲۶۰ میلیون دلار درامد کسب کرد.

در یکی از برنامه‌های سال ۲۰۰۴، وینفری به تمام ۲۷۶ مخاطب حاضر در سالن یک اتوموبیل هدیه کرد. همچنین در بیست و پنجمین و آخرین سری برنامهٔ خود، روی صحنه با جان تراولتا رقصید و تمام حاضران در آن برنامه را به سفر به استرالیا مهمان کرد. از دیگر لحظه‌های به یاد ماندنی در این سری برنامه‌ها، گفتگوی او با باراک و میشل اوباما، جورج بوش، رییس جمهور سابق آمریکا و خانواده مایکل جکسون بود.

آخرین برنامه اپرا وینفری، پس از ۲۵ سال کار مداوم، روز چهارشنبه ۲۵ مه ۲۰۱۱ پخش شد. در آخرین برنامه که در مقابل چشم ۱۳۰۰ نفر برگزار شد، بخش‌هایی از سخنان تام کروز، آرتا فرانکلین، تام هنکس و استیوی واندر درباره اپرا وینفری پخش شد.

او در آخرین برنامه شوی خود در اواخر برنامه یک ساعته‌ای که اجرا کرد به ریشه خودش و زندگی در می‌سی‌سی‌پی اشاره کرد و گفت:

اتفاقی نیست که دختر تنهای کوچکی که محبتی ندید، حتی بااینکه والدین و پدربزرگ و مادربزرگش تمام تلاش خود را کردند...اتفاقی نیست که من وقتی بزرگ شدم مورد محبت، مهربانی، اعتماد و تائید میلیون‌ها نفر از سراسر جهان قرار بگیرم.

شبکه OWN

اپرا وینفری در نوامبر سال ۲۰۰۹ اعلام کرد برنامه‌اش پس از ۲۵ سال پایان می‌یابد. او چند سال بر روی برپایی شبکه خودش متمرکز بود، این شبکه در ماه ژانویه ۲۰۱۱ راه‌اندازی شد. این شبکه بیست و چهارساعته به پخش برنامه‌هایی در حوزه سبک زندگی می‌پردازد.

این شبکه که OWN، یا شبکه اپرا وینفری نام دارد، حاصل سرمایه‌گذاری مشترک با شبکه دیسکاوری است.

فعالیت‌های نیکوکاری

خاطرات آزارهای جنسی دوران کودکی اپرا را برانگیخت که از ۱۹۹۱ قبل از اینکه کمیسیون قضایی سنای امریکا قانون حمایت کودکان را تصویب کند برای ایجاد پایگاه اطلاعاتی از محکومان آزارهای جنسی کودکان شروع به فعالیت کند.

او همچنین با پخش برنامه زنده‌ای به نام «باشگاه کتابخوانان» یا «باشگاه کتاب اپرا» به صنعت چاپ و نشر هم خدمت کرده است. معرفی هر کتاب در این برنامه با تضمین فروش بالا روبه‌رو بوده‌است. این باشگاه تقریباً دو میلیون نفر عضو دارد. در سال ۱۹۹۹ بنیاد ملی کتاب برای قدردانی از او مدال طلا به او اهدا کرد اما او تصمیم گرفت که باشگاه را تعطیل کند با این فرض که یافتن کتاب جذاب کار مشکلی است. چند سال بعد از تعطیلی باشگاه بیش از ۱۰۰ نویسنده از جمله جومپا لاهیری و جین اسمایلی در نامه‌ای سر گشاده از او خواستند تا بار دیگر کتاب‌های معاصر را در برنامه تلویزیونی خود معرفی کند تا از افت فروش کتاب‌ها جلوگیری شود. اپرا در مصاحبه‌ای اعلام کرد که تصمیم گرفته در دوره جدید برنامه به معرفی کتاب‌های غیر داستانی بپردازد و در نهایت با معرفی رمان کلاسیک آناکارنینا اثر تولستوی در برنامه‌اش به عنوان بهترین عاشقانه‌های تاریخ این رمان را به صدر پرفروشترین رمان سال رساند.

اپرا همچنین در شبکه‌ای مختص زنان (oxygen media) فعالیت هنری دارد وی در سال ۲۰۰۰ در شبکه operaangel جایزه ۱۰۰ هزار دلاری برای افرادی که زندگی خود را صرف بهبود زندگی دیگران می‌کنند اختصاص داد. اپرا با اهدای ۱۰ میلیون دلار به ساخت مدرسه‌ای کمک کرد این مدرسه در مرتون انگلیس می‌باشد و مدرسه مختص به افرادی است که استطاعت مالی ندارند.

موسسه خیریه اپرا با هدف توانمندسازی آموزش و تامین سلامت و رفاه زنان و کودکان فقیر در سراسر دنیا تاسیس شده‌است. این موسسه خیریه به مواردی از این دست می‌پردازد:

۱. میلیون‌ها دلار صرف بهبود آموزش دانش‌آموزان

۲. اعطای بورس تحصیلی

۳. تلاش‌های بشر دوستانه

۴. اهدا و تامین غذا، لباس، کفش، لوازم‌التحریر، اسباب بازی و کتاب به بچه‌های آفریقایی او به این منظور در دسامبر ۲۰۰۲ به آفریقا رفت

۵. اهدای مدرسه نظامی برای دختران

۵. تاسیس مدرسه برای دختران در آفریقای جنوبی

تاثیرات

خانهٔ عظیم اپرا وینفری در موناسیتای کالیفرنیا

اپرا وینفری به عنوان یکی از اثرگذارترین زنان جهان شناخته می‌شود و برخی ارزیابی‌ها او را با نفوذترین زن در جهان شمرده‌اند.[۷][۸] مجله تایم اپرا وینفری را یکی از ۱۰۰ شخصیت بانفوذ قرن بیستم معرفی کرده است. وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند. وی محبوب‌ترین شخصیت تلویزیونی آمریکا و یکی از ثروتمندترین تهیه کنندگان است.

اپرا درآمدی افسانه‌ای داشته و ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم است.[۲] او اولین بیلیونر سیاهپوست در جهان است.[۵][۶] ثروت اپرا ۲/۴ میلیارد دلار است. درآمد او در سال ۲۰۱۰ میلادی ۳۱۵ میلیون دلار بوده‌است و این بیشترین درامد در بین برنامه‌های تلویزیونی امریکایی به نقل از مجلهٔ فوربس است.[۹]

به گفتهٔ مجلهٔ بیزنس ویک (Business Week) اپرا بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ کشور آمریکا است.[۳][۴] او در فعالیت‌های بشر دوستانه متعدد و گسترده‌ای مشارکت دارد.

پاپ ژان پل دوم


ژان پل دوم


پاپ ژان پل دوم

پاپ ژان پل دوم (به لاتین: Ioannes Paulus PP. II)‏ با نام کارل جوزف وتیولا (به لهستانی: Karol Józef Wojtyła) در سال ۱۹۲۰ در لهستان به دنیا آمد. وی در ۱۶ اکتبر ۱۹۷۸ به رهبری کلیسای کاتولیک و حاکم واتیکان برگزیده شد و تا زمان مرگش در ۲ آوریل سال ۲۰۰۵ در این سمت بود. او اولین و تنها پاپ اسلاو و لهستانی و اولین پاپ غیر ایتالیایی بعد از پاپ آدریان ششم هلندی در ۱۵۲۲ میلادی بود.او درکل ۳۱ سال و۷ ماه و۲۲روزدر این مقام بود.اورتبه ۳ رادر بین کل پاپ های تاریخ براساس میزان سال هایی که در این مقام بود را داشت. به همین دلیل او از جمله پاپ هایی محسوب می شود که بیشترین مدت تصدی این مقام را در تاریخ داشته اند. او ۲۶۴مین پاپ بود. [۱]

ژان پل دوم به عنوان یکی از پرنفوذترین رهبران سده بیستم میلادی شناخته می‌شود. این باور گسترده وجود دارد که او همچنین نقش مهمی در پایان کمونیسم در کشور خود لهستان و به تدریج در اروپا داشته است. وی هم‌چنین در بهبود رابطه کلیسای کاتولیک با اسلام، یهودیت و کلیسای ارتدکس شرقی تاثیر به‌سزایی داشته است.

رابطه با جهان اسلام



او اولین پاپ کاتولیک بود که در ۶ مه ۲۰۰۱ وارد مسجدی در دمشق شد و در آن به نیایش پرداخت.

شفافیت مالی

از سال ۱۹۸۱ میلادی، دربار واتیکان به دستور ژان پل دوم، برای خاتمه‌دادن به حدس و گمان‌ها در مورد میزان ثروت و درآمد کلیسا، حساب‌های مالی خود را منتشر می‌کند.[۲]

ترور نافرجام

در سال ۱۹۸۱ میلادی ژان پل دوم در میدان سنت پیتر واتیکان دچار سوقصد شد وبه شدت مجروح شد٬عامل ترور محمدعلی آق‌جا (اسلام‌گرا و اهل ترکیه)٬نام داشت که پس از دستگیری گفته بود که ترور پاپ را سازمان جاسوسی شوروی و گروهی از دیپلمات‌های بلغارستان سازمان‌دهی کرده‌اند.[۳]

عفو پاپ

پاپ ضارب خود را زود بخشيد. او در سال 1983 به زندان رفت و به مدت 20 دقيقه به تنهايي با آقساا گفتگو کرد و اصرار ورزيد که اين مکالمه محرمانه باقي بماند. پاپ بعدها گفت که آقسا آموزش ديده بوده و به تنهايي عمل نکرده است. اما معتقد بود که هم سوء قصد و هم زنده ماندن او به اراده خدا بوده است.او گلوله اي را که از بدنش خارج شده بوده به عبادتگاه فاطيما در پرتغال اهدا کرد زيرا معتقد بود حضرت مريم در سال 1917 به سه دختر دراين منطقه خبر داده بود كه چنين حادثه اي رخ مي دهد.آقسا نيز در هنگام محاکمه خود به اين پيشگويي اشاره کرد. اصرار پاپ موجب بخشش آقسا در سال 2000 شد. او به ترکيه بازگردانده شد و حکم مرگش نيز به ده سال تقليل يافت. آقسا يکبار در سال 2006 آزاد شد اما مجددا به فرمان دادگاه عالي ترکيه دستگير شد و بقيه دوران محکوميت خود را سپري کرد.[۴]

نلسون رولیهلاهلا ماندِلا

نلسون ماندلا شناسنامه زادروز ۱۸ ژوئیه ۱۹۱۸ زادگاه موزو، متاتا، ترانسکی، همسر اولین نتوکو ماسهوینی ماندلا گراسا ماشل اطلاعات سیاسی تاریخ ریاست ۲۷ آوریل ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۹ ترتیب یازدهمین رئیس جمهور آفریقای جنوبی پیش از تابو مبکی معاون(های) اول فردریک ویلم د کلرکتابو مبکی جناح سیاسی کنگره ملی آفریقا
نِلسون رولیهلاهلا ماندِلا (زادهٔ ۲۶ تير ۱۲۹۷ خورشيدی برابر با ۱۸ ژوئیه ۱۹۱۸) نخستین رئیس جمهور آفریقای جنوبی است که در انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد. وی پیش از ریاست جمهوری از فعالان برجستهٔ مخالف آپارتاید در آفریقای جنوبی و رهبر کنگره ملی آفریقا بود. او به خاطر دخالت در فعالیت‌های مقاومت مسلحانه مخفی محاکمه و زندانی شد. مبارزه مسلحانه، برای ماندلا، آخرین راه چاره بود؛ او همواره پایبند به عدم توسل به خشونت بود.[۱] ماندلا در طول ۲۷ سال زندان، که بیشتر آن را در یک سلول در جزیره روبن سپری کرد، مشهورترین چهرهٔ مبارزه علیه آپارتاید در آفریقای جنوبی شد. گرچه رژیم آپارتاید و ملت‌های طرفدار آن وی و کنگره ملی آفریقا را کمونیست و تروریست می‌دانستند، مبارزه مسلحانه بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزه علیه آپارتاید بود. ماندلا پس از آزادی از زندان در سال ۱۹۹۰، سیاست صلح‌طلبی را در پیش گرفت، و این امر منجر به تسهیل انتقال آفریقای جنوبی به سمت دموکراسی‌ای شد که نماینده تمامی اقشار مردم باشد.

ماندلا پس از دریافت جوایزی در طول چهار دهه، هم اکنون یک چهره سرشناس دولتمرد است که همچنان در مورد مسائل مهم عقاید خود را ابراز می‌دارد. او را در آفریقای جنوبی اغلب تحت عنوان مادیبا می‌شناسند، این عنوان افتخاری را بزرگان خاندان ماندلا به وی داده‌اند. این عنوان دیگر مترادف با نام نلسون ماندلاست. بسیاری از مردم آفریقای جنوبی نیز به نشانه احترام وی را 'مخولو' (پدربزرگ) صدا می‌زنند.

محتویات [نهفتن] ۱ آغاز زندگی۲ فعالیت سیاسی۳ دستگیری و زندانی شدن۴ ریاست کنگره ملی آفریقا و ریاست جمهوری آفریقای جنوبی۵ دیپلماسی بین‌المللی۶ ازدواج۷ بازنشستگی۸ كتاب ها و مقالات۹ جوایز و افتخارات۱۰ مسایل جانبی۱۱ جستارهای وابسته۱۲ منابع۱۳ پانویس۱۴ پیوند به بیرون
آغاز زندگی [ویرایش]

ماندلا در یک خانواده تمبو در روستای کوچک موزو در ناحیه متاتا، مرکز مناطق ترانسکی از استان کیپ از اتحادیه آفریقای جنوبی به دنیا آمد. پدر ماندلا، گادلا هنری مپهاکانییسوا، عضو شورای سلطنتی مردم تمبو بود، او از زمان تولد این مقام را به ارث برده بود و ماندلا نیز قرار بود چنین مقامی را به ارث ببرد. پدر ماندلا نقشی اساسی در به سلطنت رسیدن جونگینتابا دالیندیبو در تمبو داشت، دالیندیبو نیز پس از مرگ گادلا با به فرزندی گرفتن ماندلا به صورت غیر رسمی این لطف وی را جبران کرد. در مجموع، پدر ماندلا چهار همسر داشت، که از این تعداد در مجموع سیزده فرزند (چهار پسر و نه دختر) داشت. ماندلا از نوسکنی فنی سومین ('سومین' از نظر نظام رتبه بندی پیچیده سلطنتی) همسر گادلا، در «اومزی» یا مزرعه‌ای که ماندلا بیشتر دوران کودکی خود را در آن سپری کرد به دنیا آمد.

رولیهلاهلا ماندلا در هفت سالگی، نخستین عضو خانواده خود بود که به مدرسه پا گذاشت، وی در مدرسه توسط یک معلم متدیست، با تبعیت از نام هوراسیو نلسون دریاسالار انگلیسی «نلسون» نام نهاده شد. پدر رولیهلاهلا وقتی وی نه ساله بود در نتیجه بیماری سل درگذشت، و جونگینتابا، نایب السلطنه سرپرستی وی را بر عهده گرفت. ماندلا در یک مدرسه تبلیغی وسلی در همسایگی محل زندگی نایب السلطنه مشغول به تحصیل شد. بر اساس رسوم تمبو، او در شانزده سالگی تشریف، و در موسسه شبانه روزی کلارک بری، مشغول به تحصیل فرهنگ غرب شد. او به جای سه سال، در دو سال مدرک مقدماتی خود را اخذ کرد.

ماندلا در نوزده سالگی، در سال ۱۹۳۷، به هلدتون، دانشکده وسلی در فورت بیوفورت که بیشتر خانواده سلطنتی در آن مشغول به تحصیل بودند عزیمت کرد، و به ورزش‌های بوکس و دو و میدانی علاقه‌مند شد. پس از شرکت در کنکور، او شروع به تحصیل در مقطع کارشناسی در دانشگاه فورت هار کرد، او در این داشنگاه با اولیور تامبو، آشنا شد و آنها تبدیل به دوست و همکار پایداری شدند.

ماندلا در پایان سال اول تحصیلات خود، در تحریم شورای نمایندگی دانشجویان که در اعتراض به سیاست‌های دانشگاه انجام گرفت شرکت کرد، و پس از آن از فورت هار اخراج شد. کمی پس از آن، جونیگنتابا به ماندلا و جاستیس (پسر نایب السلطنه که وارث تاج و تخت بود) اعلام کرد که قصد دارد برای هر دوی آنها مراسم ازدواج ترتیب دهد. هر دو مرد جوان با ناراحتی از این مساله به جای آنکه ازدواج کنند، تصمیم گرفتند راحتی قلمرو نایب‌السلطنه را رها کرده و به تنها جایی که امکانش بود بگریزند: ژوهانسبورگ. ماندلا به محض ورود ب ژوهانسبورگ، به عنوان نگهبان معدن شروع به کار کرد. اما، بلافاصله پس از آنکه کارفرمای وی پی برد که ماندلا پسر ناتنی نایب‌السطنه‌است که از خانه گریخته وی را اخراج کرد. پس از آن ماندلا به لطف ارتباطی که با دوست و همکار خود والتر سیسولو داشت به عنوان منشی یک شرکت حقوقی شروع به کار کرد. ماندلا در حین کار، تحصیلات خویش را به صورت مکاتبه‌ای در دانشگاه آفریقای جنوبی (UNISA) به اتمام رساند، و پس از آن شروع به تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه ویتواترسرند کرد. ماندلا در این مدت در شهرکی به نام الکساندرا زندگی می‌کرد.
فعالیت سیاسی [ویرایش]

پس از آنکه حزب ملی گرا که اکثریت اعضای آن را آفریکانسهای طرفدار سیاست جدایی نژادی آپارتاید تشکیل می‌دادند در انتخابات ۱۹۴۸ پیروز شد، ماندلا در مخالفت کنگره ملی آفریقا در سال ۱۹۵۲ و مبارزات کنگره خلق در سال ۱۹۵۵، که اتخاذ منشور آزادی توسط آن برنامه بنیادین آرمان ضد آپارتاید را فراهم می‌کرد نقشی اساسی داشت. در این زمان، ماندلا و همکارش اولیور تامبو شرکت حقوقی ماندلا و تامبو را مدیریت می‌کردند، و خدمات حقوقی رایگان یا ارزان قیمت در اختیار آن دسته از سیاهانی که قادر به برخورداری از نمایندگی قانونی نبودند قرار می‌دادند.

ماندلا که در آغاز طرفدار مبارزه عمومی غیر خشونت آمیز بود، در ۵ دسامبر ۱۹۵۶ به همراه ۱۵۰ تن دیگر دستگیر شده، و متهم به خیانت شد. محاکمه به اتهام خیانت از ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۱ ادامه یافت، و همگی آنان تبرئه شدند. از سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۹ با روی کار آمدن طبقه جدیدی از فعالان سیاه‌پوست (آفریکانیست) در شهرکها که خواستار اتخاذ تدابیر جدی‌تری علیه رژیم حزب ملی‌گرا بود، فعالیت کنگره ملی آفریقا با اختلالات زیادی همراه بود. رهبران کنگره ملی آفریقا یعنی آلبرت لوتولی، اولیور تامبو و والتر سیسولو نه تنها احساس می‌کردند که تحولات با سرعت زیادی در حال رخ دادن است، بلکه رهبری خود را نیز در خطر می‌دیدند. درنتیجه آنان در تلاش برای جلب موقعیتی بهتر از آفریکانیست‌ها بر آن شدند که موقعیت خود را از طریق اتحاد با احزاب سیاسی کوچک سفیدپوست، رنگین پوست و سرخ‌پوست بهبود بخشند. آفریکانیست‌ها کنفرانس منشور آزادی را که در سال ۱۹۵۵ در کلیپتون برگزار شد به باد تمسخر گرفتند. دلیل آنها برای این کار آن بود که کنگره ملی آفریقا که بیش از ۱۰۰ هزار عضو داشت در اتحادیه کنگره تنها یک حق رای داشت، این اتحادیه چهار دبیر کل از پنج حزب حاضر از اعضای حزب کمونیست آفریقای جنوبی (SACP) داشت، که به شدت به سیاست‌های مسکو پایبند بودند.

در سال ۱۹۵۹، پس از آنکه بیشتر آفریکانیست‌ها، با حمایت مالی از غنا و پشتیبانی چشمگیر سیاسی از جانب باسوتو مستقر در ترنسوال از این کنگره جدا شده و تحت رهبری رابرت سوبوکوه و پوتالکو لبالو، کنگره پان آفریکانیست را تشکیل دادند کنگره ملی آفریقا بیشتر حمایت نظامی خود را ازدست داد. پس از قتل عام حامیان کنگره پان آفریکانیست، در مارس ۱۹۶۰، و تحریم کنگره پان آفریکانیست و کنگره ملی آفریقا، کنگره ملی آفریقا و حزب کمونیست آفریقای جنوبی به متابعت از جنبش مقاومت آفریقا (شورشیان لیبرال) و کنگره پان آفریکانیست پرداختند. لوتولی، که متهم به بی‌اعتنایی شده بود، به حاشیه کشانده شد، و کنگره ملی آفریقا و حزب کمونیست آفریقای جنوبی به کنفرانس فراگیر آفریقا در سال ۱۹۶۱، که تمامی احزاب در آن گرد آمدند تا به راهبرد مشترکی دست یابند متوسل شدند و در این کنفرانس ماندلا با اعلام تشکیل اومخونتووه سیزوه، که بر اساس ایرگو، نهضت چریکی یهودیان، تشکیل شده و رهبری آن را ماندلا و دنیس گلدبرگ، لیونل «راستی» برنشتاین، و هارولد ولپه فعالان یهودی حزب کمونیست آفریقای جنوبی بر عهده داشتند دعوت به مبارزه نظامی کرد.

پس از آن ماندلا پنهانی کشور را ترک کرد و با رهبران آفریقا در الجزایر و دیگر نقاط دیدار کرد. ماندلا که از پی بردن به عمق حمایت از کنگره پان آفریکانیست و عقیده عموم مبنی بر آنکه کنگره ملی آفریقا یک انجمن کوچک وابسته به قبیله خهوسا و تحت کنترل سفیدپوستان کمونیست قرار دارد شگفت زده شده بود، به آفریقای جنوبی بازگشت و مصمم شد تا بخش ملی گرای آفریقا را در اتحاد کنگره تقویت کند. تصور بر این است که بحث ماندلا با رهبران کمونیست بر سر این مساله منجر به خیانت متعاقب آن به ماندلا و دستگیری وی در نزدیکی هوویک شد. ویسل اینلاین ماندلا در زندگینامه خود به شرح این مطلب پرداخته‌است اما دست کم یکی از فعالان برجسته حزب کمونیست آفریقای جنوبی که در آن زمان به ماندلا نزدیک بود در بازگشت به آفریقای جنوبی مورد بی اعتنایی قرار گرفت.
دستگیری و زندانی شدن [ویرایش]

در سال ۱۹۶۱، ماندلا رهبری اومخونتو وسیزوه (به معنای «نیزه ملت»، و نیز با علامت اختصاری “MK”) شاخه نظامی کنگره ملی آفریقا (ANC) را که خود یکی از بنیانگذاران آن بود بر عهده گرفت. او مبارزات خرابکاری علیه اهداف نظامی و دولتی را رهبری کرده، و طرح‌هایی تدوین کرد تا در صورتی که خرابکاری نتوانست به آپارتاید خاتمه دهد به جنگ چریکی متوسل شود. چند دهه بعد، خصوصا در دهه ۱۹۸۰، اومخونتو وسیزوه تبدیل به جنگ چریکی علیه رژیم حاکم شد. ماندلا همچنین در خارج از کشور مبادرت به جمع‌آوری کمک‌های مالی برای MK کرد، و در دیدار با برخی از دولت‌های آفریقا ترتیباتی برای آموزش شبه نظامی داد.

در ۵ اوت ۱۹۶۲، ماندلا پس از هفده ماه گریز دستگیر شده و در دژ ژوهانسبورگ زندانی شد. ویلیام بلوم، یکی از کارکنان سابق وزارت امور خارجه آمریکا، گفته‌است سازمانسیا محل اختفای ماندلا را به پلیس اعلام کرده بود. سه روز بعد، در حضور ماندلا در دادگاه وی متهم به رهبری اعتصاب کارگران در سال ۱۹۶۱ و ترک غیرقانونی کشور شد. در ۲۵ اکتبر ۱۹۶۲، ماندلا به پنج سال زندان محکوم شد. دو سال بعد در ۱۱ ژوئن ۱۹۶۴، به اتهام شرکت ماندلا در کنگره ملی آفریقا (ANC) برای وی حکم دیگری صادر شد.

در حالیکه ماندلا در زندان بود، پلیس در ۱۱ ژوئیه ۱۹۶۳، رهبران کنگره ملی آفریقا را در مزرعه لیلیسلی، در ریوونیا، واقع در شمال ژوهانسبورگ دستگیر کرد. ماندلا نیز به محاکمه ریوونیا کشانده شد، و در این روند ماندلا، احمد کاترادا، والتر سیسولو، گووان مبکی، آندرو ملانجلی، ریموند مهلابا، الیاس موتسوئالدی، والتر مکوایی (که در حین محاکمات از زندان گریخت)، آرتور گلدریچ (که قبل از محاکمه اززندان گریخت)، دنیس گلدبرگ و لیونل «راستی» برنشتاین توسط قاضی پرسی یوتار متهم به خرابکاری و اتهاماتی معادل خیانت، که اثبات آن برای دولت ساده‌تر بود شدند.

ماندلا در بیانیه خود که از جایگاه متهم در آغاز جلسه دفاع خود در محاکمه ۲۰ آوریل ۱۹۶۴ در دیوان عالی پرتوریا بیان کرد، به تبیین دلیل توسل کنگره ملی آفریقا به استفاه از تاکتیک خشونت پرداخت. بیانیه وی نشان می‌داد که چگونه کنگره ملی آفریقا تا پیش از قتل‌عام شارپویل سالها از طریق صلح‌آمیز به دنبال مقابله با آپارتاید بوده‌است. این حادثه که هم‌زمان با برگزاری همه‌پرسی تأسیس جمهوری آفریقای جنوبی و اعلام وضعیت فوق‌العاده هم‌زمان با ممنوعیت فعالیت کنگره ملی آفریقا بود تنها چاره‌ای که برای کنگره ملی آفریقا باقی گذاشت توسل به خرابکاری بود. هر اقدام دیگری معادل تسلیم بی‌قید و شرط بود. ماندلا به ارائه توضیحاتی در مورد طراحی Manifesto of Umkhonto در تاریخ ۱۶ دسامبر ۱۹۶۱ به منظور افشای شکست سیاست کنگره ملی آفریقا پس از امتناع بیگانگان از سرمایه‌گذاری در کشور پرداخت. اوبا این عبارات یه اظهارات خود خاتمه داد:

«در طول زندگی‌ام خود را وقف مردم آفریقا کرده‌ام. با استیلای سفدپوسان مبارزه کرده‌ام، و با استیلای سیاهان نیز مبارزه کرده‌ام. به دنبال آرمان جامعه‌ای آزاد و دموکراتیک که همه بتوانند در آن در توازن و با فرصت‌هایی برابر زندگی کنند بوده‌ام. این آرمان من است که امیدوارم با آن زندگی کرده و بدان دست یابم. اما اگر نیاز باشد آماده‌ام برای این آرمان بمیرم.»[۲]

برام فیشر، ورنون بران، خوئل جوفه، آرتور چاسکالسون و جورج بیزوس اعضای تیم وکلای مدافع متهمان بودند. هارولد هنسون در پایان جریان محاکمه برای درخواست تخفیف در مجازات به جمع وکلای مدافع پیوست. همگی متهمان به استثنای راستی برنشتاین گناهکار شناخته شده، اما از مجازات مرگ گریخته و در تاریخ ۱۲ ژوئن ۱۹۶۴ محکوم به حبس ابد شدند. از جمله موارد اتهامات آنان می‌توان از این موارد نام برد: شرکت در اقدامات نظامی، خصوصا چهار مورد اتهام خرابکاری، که ماندلا همه آنها را پذیرفت، و توطئه برای کمک به دیگر کشورها در جهت حمله به آفریقای جنوبی، که ماندلا این اتهام را نپذیرفت.

ماندلا در جزیره روبن زندانی شد و از بیست و هفت سال زندان متعاقب آن هیجده سال را در این زندان به سر برد. در این زندان بود که ماندلا زندگینامه خود را، تحت عنوان راه طولانی آزادی نوشت. اما، ماندلا هیچ چیزی در مورد همدستی فردریک دکلرک در خشونت‌های دهه‌های هشتاد و نود، یا نقش همسر سابق خود وینی ماندلا در آن قتل‌عام افشا نکرد. اما، او بعدها در همکاری با دوست روزنامه‌نگار خود آنتونی سمپسون به بررسی این مسائل در ماندلا: زندگی‌نامه تایید شده پرداخت. ماندلا در مدتی که در زندان بود، همچنان با کنگره ملی آفریقا در ارتباط بود، و این کنگره در تاریخ ۱۰ ژوئن ۱۹۸۰ بیانیه‌ای از جانب وی منتشر کرد، که بخشی از آن به شرح زیر است: «متحد شوید! بسیج شوید! بجنگید! باید آپارتاید را در بین سندان اقدامات توده‌های متحد و چکش مبارزه مسلحانه در هم بکوبیم!» [۱] ماندلا در فوریه ۱۹۸۵ با رد درخواست آزادی مشروط به شرط محکوم کردن مبارزه مسلحانه، تا فوریه ۱۹۹۰ که تلاش کنگره ملی آفریقا و مبارزات بین‌المللی با شعار «نلسون ماندلا را آزاد کنید!» منجر به آزادی وی شد همچنان در زندان باقی ماند. فردریک د کلرک رئیس جمهور نیز هم‌زمان دستور آزادی ماندلا، و پایان ممنوعیت فعالیت کنگره ملی آفریقا را صادر کرد.

ماندلا در روز آزادی خود یعنی ۱۱ فوریه ۱۹۹۰، به ایراد سخنرانی‌ای خطاب به ملت پرداخت. وی هم‌زمان با اعلام پایبندی خود به صلح و آشتی با اقلیت سفیدپوستان کشور، به وضوح اعلام کرد که مبارزه مسلحانه کنگره ملی آفریقا هنوز به پایان نرسیده‌است:
""توسل ما به مبارزه مسلحانه در سال ۱۹۶۰ با تشکیل (اومخونتو وی سیزوه) شاخه نظامی کنگره ملی آفریقا صرفاً اقدامی دفاعی در برابر خشونت آپارتاید بود. عواملی که ایجاب کننده مبارزه مسلحانه بود امروز همچنان باقی است. ما چاره‌ای جز ادامه نداریم. امیدواریم به زودی شرایطی برای حل این مسائل از طریق مذاکره فراهم شود، تا دیگر نیازی به مبارزه مسلحانه نباشد.""

اما وی اعلام کرد که توجه وی معطوف به برقراری صلح برای اکثریت سیاه‌پوست و دادن حق رای به آنان چه در انتخابات کشوری و چه در انتخابات محلی است.
ریاست کنگره ملی آفریقا و ریاست جمهوری آفریقای جنوبی [ویرایش]

نخستین انخابات دموکراتیک آفریقای جنوبی که در آن همه افراد می‌توانستند شرکت کنند در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۹۴ برگزار شد. کنگره ملی آفریقا اکثریت را در انتخابات به خود اختصاص داد، و ماندلا، به عنوان رهبر کنگره ملی آفریقا، به عنوان نخستین رئیس جمهور سیاه‌پوست کشور برگزیده شد، و در دولت اتحاد ملی دکلرک از حزب ملی‌گرا به عنوان معاون رئیس‌جمهور برگزیده شد.

ماندلابه عنوان رئیس‌جمهور از ماه می‌۱۹۹۴ تا ژوئن ۱۹۹۹، رهبری انتقال از فرمانروایی اقلیت و آپارتاید را بر عهده داشت، و به خاطر حمایت از صلح ملی و بین‌المللی تحسین بین‌المللی را به دست آورد.

اما، خصوصا زمانی که آفریقای جنوبی در سپتامبر ۱۹۹۸ و در زمان ریاست‌جمهوری وی به لسوتو حمله کرد، انتقاداتی از دولت وی به عمل آمد.

زمانی که آفریقای جنوبی میزبانی جام جهانی راگبی ۱۹۹۵ را بر عهده داشت، نلسون ماندلا اتباع غیر سفیدپوست آفریقای جنوبی را به حمایت از تیم اتحادیه ملی راگبی آفریقای جنوبی که پیش از آن مورد نفرت همگان بود دعوت کرد. پس از آنکه تیم اسپرینگبوک با پیروزی بر نیوزیلند به قهرمانی رسید، ماندلا با پوشیدن لباس اسپرینگبوک جام قهرمانی را به کاپیتان سفید پوست این تیم، فرانکو پینار اهدا کرد. این اقدام ماندلا گامی مهم در راستای برقراری آشتی میان سیاهان و سفیدپوستان آفریقای جنوبی محسوب شد.

برخی گروه‌ها نیز از پیشرفت اجتماعی دولت ماندلا، خصوصا در زمینه ناکارآمدی دولت در رویارویی با بیماری ایدز انتقاد کردند.

ماندلا پس از بازنشستگی، اذعان کرد که عدم توجه کافی وی به همه‌گیری HIV/AIDS ممکن بود عواقب وخیمی برای کشورش به همراه داشته باشد. وی در فرصت‌های مختلف اهمیت این بحران آفریقای جنوبی را گوشزد کرده‌است.
دیپلماسی بین‌المللی [ویرایش]

برای کمک به انجام محاکمه لاکربی ماندلا علاقه بسیاری به پایان دادن به اختلاف دیرین میان لیبی از یک سو، و ایالات متحده آمریکا و انگلستان از سوی دیگر، در مورد محاکمه دو لیبیایی متهم به مشارکت در سقوط هواپیمای خطوط هوایی آمریکا در تاریخ ۲۱ دسامبر ۱۹۸۸ که ۲۷۰ کشته بر جای گذاشت داشت. ماندلا در نوامبر ۱۹۹۴، پیشنهاد کرد که آفریقای جنوبی به عنوان یک کشور بی‌طرف محل برگزاری محاکمه بمب‌گذاری در پرواز شماره ۱۰۳ پن‌امریکن انتخاب شود اما جان میجر نخست‌وزیر انگلیس این درخواست وی را نپذیرفت. سه سال بعد ماندلا در سفر خود به لندن در ژوئیه ۱۹۹۷ بار دیگر این درخواست را برای جانشین میجر، یعنی تونی بلر، مطرح کرد. چندی بعد در همان سال، در گردهمایی رهبران کشورهای همسود (CHOGM) در اکتبر ۱۹۹۷ درادینبورگ ماندلا هشدار داد: «هیچ کشوری نباید نقش دادخواه، دادستان یا قاضی را بازی کند.» پس از چندی قرار شد محاکمه در کمپ زَیست در هلند، و بر اساس قانون اسکاتلند، برگزار شود و ماندلا در آوریل ۱۹۹۹گفت‌وگو با سرهنگ قذافی را برای تحویل دو متهم (مقراهی و فیمه) آغاز کرد.

پس از نه ماه محاکمه، رای در تاریخ ۳۱ ژانویه ۲۰۰۱ صادر شد. فیمه تبرئه شد اما مقراهی گناهکار شناخته شد و به ۲۷ سال زندان در اسکاتلند محکوم شد. درخواست تجدیدنظر مقراهی در مارس ۲۰۰۲، رد شد و ماندلا در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۲ به دیدار وی در زندان بارلینی رفت. ماندلا در اتاق دیدار با زندانیان در کنفرانسی خبری گفت، «مقراهی کاملاً تنهاست.» «کسی نیست تا با او حرف بزند. تنها ماندن یک انسان در طول دروه محکومیت خود یک عذاب روانی است.» ماندلا همچنین افزود: «شاید عادلانه باشد تا او به یک کشور مسلمان انتقال یابد چراکه کشورهای مسلمانی نیز هستند که مورد اعتماد غرب باشند. اگر او در کشوری همانند مراکش، تونس یا مصر باشد خانواده‌اش راحت‌ترمی‌توانند به دیدار وی بروند.» پس از آن مقراهی به زندان گریناک منتقل شد و وی دیگر در سلول انفرادی به سر نمی‌برد. کمیسیون بررسی پرونده‌های جنایی اسکاتلند اخیرا در حال بررسی پرونده وی است، و انتظارمی‌رود رای به ارجاع پرونده مقراهی به دیوان عالی اسکاتلند برای تجدیدنظر مجدد دهد.
ازدواج [ویرایش]

ماندلا سه بار ازدواج کرد. وی نخستین بار با اولین نتوکو میس ازدواج کرد که گرچه با وی در ژوهانسبورگ آشنا شد، او نیز مانند خود ماندلا، اهل ناحیه‌ای بود که بعدها منطقه ترانسکی آفریقای جنوبی نام گرفت. این زوج دو پسر به نام‌های مادیبا (تمبی) و ماکگاتو، و دو دختر داشتند که هر دو ماکازیوه نام داشتند. دختر اول آنان در نه ماهگی درگذشت، و آنان دومین دختر خود را نیز ماکازیوه نامیدند. همه فرزندان آنان در واترفورد کامهلابا تحصیلات خود را انجام دادند. این زوج پس از ۱۳ سال در سال ۱۹۵۷ از یکدیگر جدا شدند، دلیل جدایی آنان شور انقلابی ماندلا بود و اینکه مذهب همسر ماندلا یعنی مذهبی بود که به تبلیغ سیاست بی‌طرفی سیاسی می‌پرداخت.

همسر دوم ماندلا، وینی مادیکیزلا-ماندلا، نیز اهل منطقه ترانسکی بود، گرچه آن دو نیز، در ژوهانسبورگ، یعنی شهری که وینی نخستین مددکار اجتماعی سیاه‌پوست آن بود با هم آشنا شدند. بعدها، وینی قربانی اختلاف خانوداگی ناشی از نزاع سیاسی کشور شد؛ در حالیکه شوهرش به اتهام تروریسم و خیانت در زندان جزیره رابن مشغول گذراندن حبس ابد بود، پدرش به سمت وزارت کشاورزی ترانسکی برگزیده شد. اختلافات سیاسی، منجر به جدایی در (آوریل ۱۹۹۲) و طلاق در (مارس ۱۹۹۶) است.

ماندلا در هشتادمین سالگرد تولد خود، با گراکا ماچل، بیوه سامورا ماچل، رئیس‌جمهور سابق موزامبیک و متحد کنگره ملی آفریقا که دوازده سال پیش در سانحه هوایی کشته شده بود ازدواج کرد.
بازنشستگی [ویرایش]

ماندلا پس از پایان دوره ریاست جمهوری خود در سال ۱۹۹۹، تبدیل به یکی از طرفداران سازمان‌های فعال اجتماعی و حقوق بشر شد. وی جوایز بین‌المللی بسیاری از جمله نشان لیاقت و نشان سنت جان از ملکه الیزابت دوم و نشان آزادی ریاست جمهوری از جورج دبلیو. بوش دریافت کرد.

ماندلا در سفر خود به کانادا در سال ۱۹۹۸، به سخنرانی در جمع ۴۵٬۰۰۰ دانش‌آموز در اسکایدوم در شهر تورونتو پرداخت و مورد استقبال آنان قرار گرفت. در سال ۲۰۰۱، او نخستین فرد زنده‌ای نام گرفت که به عنوان شهروندی افتخاری کانادا برگزیده شد (تنها فردی که پیش از وی این عنوان را به دست آورده بود رائول والنبرگ، بود که پس از مرگ به چنین عنوانی دست یافته بود). گرچه دولت کانادا امیدوار بود ماندلا با تمامی آرا به عنوان شهروند افتخاری نائل شود، اما این امر به دلیل مخالفت حزب اتحاد کانادا و اعتراض راب اندرس نماینده پارلمان در مجلس نمایندگان کانادا مبنی بر اینکه ماندلا سابقا یک «کمونیست و تروریست» بوده حاصل نشد.[۳] در همین حال، وی نخستین عضو افتخاری حکم کانادا، یکی از معدود اتباع کشورهای بیگانه بود که بالاترین نشان افتخار کانادا را به دست می‌آورد.

در تابستان ۲۰۰۱، بیماری سرطان پروستات ماندلا شناسایی و درمان شد. وی در طول هفنت هفته درمان شد.[۴][۵]

در سال ۲۰۰۳، ماندلا طی چند سخنرانی از سیاست خارجی دولت جرج دبلیو بوش انتقاد کرد، و اعلام کرد که جرج دبلیو بوش در مورد مساله جنگ عراق و در قضیه عدم متابعت از سازمان ملل متحد و دبیر کل آن کوفی عنان ممکن است انگیزه‌های نژادپرستانه داشته باشد. «آیا این به این خاطر است که دبیر کل سازمان ملل متحد یک سیاه‌پوست است؟ آنان هیچگاه در زمانی که دبیرکل سازمان ملل متحد سفیدپوست بود چنین اقداماتی انجام نمی‌دادند» [۶]

این اظهارات ماندلا حتی در میان برخی از طرفداران وی نیز، اعتراضاتی را به همراه داشت.

بعدها در همان سال، او به حمایت از ۴۶۶۶۴ بنیاد خیریه ایدز که نام آن از روی شماره زندان وی انتخاب شده بود، پرداخت.

ماندلا در ژوئن ۲۰۰۴، در ۸۵ سالگی، اعلام کرد که از زندگی سیاسی کناره‌گیری خواهد کرد. سلامتی وی رو به وخامت نهاده بود و وی می‌خواست زمان بیشتری را در کنار خانواده‌اش سپری کند. اما وی مبارزه علیه ایدز را از این مساله مستثنی کرده بود. او در ژوئیه ۲۰۰۴، به بانگکوک پرواز کرد تا در پانزدهمین کنفرانس بین‌المللی ایدز سخنرانی کند. پسر او، ماکگاتو ماندلا، در ۶ ژانویه ۲۰۰۵ در نتیجه ابتلا به ایدز درگذشت.

ماندلا همچنین از نهضت بین‌المللی مبارزه با فقر که گروه ONE نیز بخشی از آن است اعلام حمایت کرده‌است.

در ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۴، شهر ژوهانسبورگ با اعطای نشان آزادی شهر در جشنی اورلاندو، سووتو بالاترین نشان افتخار خود را به ماندلا اعطا کرد.

امروزه، ماندلا هنوز برای سازمان‌های آموزشی جهان همانند United World Colleges و Round Squareکه برای عقاید وی در زمینه صلح جهانی اهمیت زیادی قائلند از چهره‌های سرشناس جهان محسوب می‌شود. کمیته بین‌المللی المپیک برای چهره برگزیده فعال در زمینه مسائل بشر دوستانه یعنی المپیک زمستانی ۲۰۰۶ ماندلا از اهمیت زیادی قائل است.[۷]
كتاب ها و مقالات [ویرایش]

ماندلا كتاب ها و مقالات متعددي منتشر كرده است. خاطرات وي با نام راه دشوار آزادي[۸] با ترجمه مهوش غلامي به فارسي ترجمه شده است. آخرين كتاب در مورد وي با نام انگليسي Conversation with Myself - "خودگوئي هاي من"- كه در سال ۲۰۱۱ از سوي بنياد ماندلا مشتمل بر ناگفته هاي زندگي وي انتشار يافته در سال ۱۳۹۰ در زبان فارسي با عنوان پندارها و گفتارها[۹] با ترجمه علی‌اکبر عبدالرشیدی انتشار يافته است.
جوایز و افتخارات [ویرایش]
عفو بین‌الملل سفیر جایزه وجدان (۲۰۰۶)جایزه صلح نوبل (۱۹۹۳)عضو افتخاری حکم افتخاری کاناداحکم افتخاری سنت جورجمدال آزادی ریاست‌جمهوریجایزه صلح لنین (۱۹۹۰)بهارات رانتا (۱۹۹۰)حکم لیاقت (۱۹۹۵)آزادی شهر از ژوهانسوبرگ (۲۰۰۴)
مسایل جانبی [ویرایش]
در صحنه آخر فیلم آمریکایی ساخت ۱۹۹۲ «مالکولم ۱۰»، ماندلا که -- پس از ۲۷ سال زندان به تازگی آزاد شده‌است – به صورت یک معلم مدرسه در یک کلاس درس در سووتو نشان داده می‌شود. او بخشی از یکی از سخنرانی‌های مالکولم ۱۰، از جمله عبارت زیر را تکرار می‌کند: «اعلام می‌کنیم که حق داریم همانند دیگر انسان‌های زمین باشیم، و باید به عنوان انسان مورد احترام باشیم، و باید در این جامعه، بر روی این زمین، در این دوره از حقوق انسانی که خواهان احیای آن هستیم، برخوردار باشیم. . . .» آخرین عبارت این جمله از این قرار است: «به هر طریق لازم.» ماندلا به کارگردان فیلم اسپایک لی اطلاع داد که وی قادر به ادای این عبارت در برابر دوربین نیست، چرا که ممکن است دولت آپارتاید از این عبارت علیه وی استفاده کند. لی نیز نظر ماندلا را پذیرفت، و در آخرین لحظات عبارت «به هر طریق لازم» توسط خود مالکولم ۱۰ ادا شد.کوئین و پول روجر ترانه‌ای به نام بگو که واقعیت نداره در کنسرت بازگشت قهرمانان، برای جنبش ۴۶۶۶۴ نلسون ماندلا سرودند. این ترانه نوشته راجر تیلور، طبل زنکوئین سروده شده بود.دسته معروف اسکا خواص، که شهرتشان بیشتر به خاطر قطعات دو آهنگه آنان بود که به تبلیغ اتحاد نژادی در انگلستان می‌پرداخت ترانه‌ای با نام نلسون ماندلای آزاد سرود. در سال ۱۹۸۴، اتحادیه دانشجویان دانشکده وادهام، آکسفورد با تصویب پیشنهادی اعلام کرد که تمامی دانشکده‌ها این ترانه را به یاد نلسون ماندلا، جایگزین 'باپ' (دیسکو) کنند، و علارغم آزادی ماندلا این روند همچنان ادامه دارد.ماندلا علاقه زیادی به پارچه‌های نقش‌دار دارد. او حتی در موقعیت‌های رسمی نیز، پارچه‌های نقش‌دار به تن می‌کند. پیراهن‌های این سبک در آفریقای جنوبی به "پیراهن مادیباً مشهور هستند.سی.ان.ان. در سال ۲۰۰۳، به دلیل اشتباه در پشتیبانی از کلمه عبور سایت خود، آگهی فوت از پیش نوشته شده ماندلا و چند شخصیت سرشناس دیگر را به اشتباه در وب‌گاه خود منتشر کرد اعلان نادرست.کن لیوینگستون، شهردار لندن، با وجود مخالفت‌های زیاد خواستار نصب مجسمه‌ای از نلسون ماندلا در ضلع شمالی میدان ترافالگار است.جانی کلگ آوازی را با نام «آسیمبونانگا (ماندلا)» را به ماندلا تقدیم کرده‌است، در این آهنگ از دیگر فعالان مخالف آپارتاید همچون استیو بیکو، ویکتوریا مخنگه، و نیل آگت نیز یاد شده‌است.ماندلا نیز مانند محندس گاندی تبدیل به نماد آزادی و برابری در سراسر جهان شده‌است.«خداحافظ بافانا»، فیلمی در مورد زندگی ماندلا، در حال ساخت است. این فیلم قرار است در سال ۲۰۰۶ به نمایش درآید.دیک چنی به عنوان نماینده مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا، علیه مصوبه کنگره آمریکا که خواستار آزادی ماندلا از زندان شده بود، رای داد. چند سال بعد، ماندلا چنی را «دایناسور» خواند.ماندلا در «جشن بشردوستانه» المپیک اظهاراتی به قرار زیر ادا کرد:

"هفده روز، هم‌اتاقی هستند. "هفده روز، رفیق شفیق هستند. "و بیست و دو ثانیه، رقیب هم هستند. "هفده روز برابر. بیست و دو ثانیه رقیب. "چه دنیای جالبی است. "این همان امیدی است که در بازی‌های المپیک می‌بینم.
ماندلا در سفر باشگاه منچستر یونایتد به آفریقای جنوبی در تابستان ۲۰۰۶ عضو افتخاری این باشگاه شد.به گفته تایم ۱۰۰، ماندلا یکی از چهار نفری است که در طول تاریخ در شکل‌گیری قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم نقش داشته‌است. سه تن دیگر عبارت‌اند از بیل گیتس، پاپ ژان پل دوم، و اوپرا وینفری.وی در سال ۱۹۹۲ جایزه منصوب به آتاتورک که از سوی ترکیه به وی اهدا شده بود را نپذیرفت.[۱۰]