تاریخچه


نشان پیکر بالدار حکاکی شده در تخت‌جمشید

نخستین نماد فروهر، احتمالا منشأ بین النهرینی داشته که با نماد مصری در آشور باستان درهم آمیخته است. هنر آشوری هم‏ این نماد بالدار را با«حمایت الهی» شاه و مردم مرتبط می‌‏داند. این نماد هم با پیکر انسانی و هم بدون پیکر انسانی دیده می‌‏شود. بدون پیکر انسانی، نماد خورشید و با پیکر انسانی، نماد آشور، ایزد آشوریان است و در بسیاری از کنده‏‌کاری‌‏ها و مُهرها به چشم می‌‏خورد.[۴]


در ایران تا اوایل قرن بیستم، نماد فروهر تنها یک اثر باستانی به شمار می‌آمد. در سال‏‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ میلادی، دانشمندی زرتشتی‏ به نام جی.ام.اونوالا در مقاله‌های خود، فروهر را نماد «فره‏وشی» یعنی روح نگارندهٔ تعالیم زرتشتی معرفی کرد. با انتشار این مقاله‌ها، زرتشتیان هندی یا پارسیان از میراث باستانی ایرانی‏شان‏ آگاهی یافتند و استفاده از پیکر بالدار تخت جمشید، به دلیل‏ اهمیت مذهبی و ملّی، به عنوان نماد زرتشت آغاز شد. در سال‏ ۱۹۲۸ میلادی، دانشمند اوستاشناس هندی، ایراک تاراپوروالا، مقاله‌‏ای منتشر کرد، مبنی بر این‏که پیکر بالدار، اهورامزدا یا فره‏وشی نیست، بلکه «خورنه» (فرّ پادشاهی) است. در نخستین‏ دهه‌‏های قرن بیستم، نگارهٔ فروهر وارد آتشکده‏‌ها، زیورآلات و نشان انتشاراتی زرتشتی شد و بعد از قرن‏‌ها، اعتقاد باستانی‏ زرتشتی و نماد استانداردی یافت.[۵]