در اسارت
در اسارت
شیرها از گذشتههای دور تاکنون توسط انسانها در اسارت نگهداری میشوند. رومیان از آنها در بازیهایشان بهره میگرفتند. شیرها همچنین به صورت دایمی در مجموعه باغهای وحش خصوصی، که نیاکان باغوحشهای امروزین بودند، سده هجدهم در غرب نگهداری میشدند. در آمریکا، نخستین شیری که در معرض تماشای همگانی قرار گرفت در سال ۱۷۱۶ در بوستون به نمایش گذاشته شد. با افزایش علاقه به شیرهای نمایشی و به کار بردن آنها در سیرکها، پرورشگاههای ویژه شیرها نیز راهاندازی شد.
شیرها در اسارت به خوبی تولید مثل میکنند و میتوانند تا ۲۰ سال عمر کنند. رکورد بیشترین طول عمر یک شیر در اسارت متعلق به شیری به نام آپولو در باغوحش هونولولو است که نزدیک به ۲۲ سال عمر کرد.[۱۵۴]
از لحاظ تاریخی
پادشاهان آشور در سده ۹ پیش از میلاد در کاخهای خود شیر نگه میداشتند،[۱۲۸] و اسکندر مقدونی نیز بنا بر افسانهها در شمال هند با بزرگان و اشرافزادگانی روبرو شد که شیر تربیتشده داشتند.[۱۵۵] رومیان باستان نیز برای بازیهای گلادیاتوریشان از شیرها بهره میگرفتند و شخصیتهای مهمی چون سولا، پومپه، و ژولیوس سزار اغلب دستور گرفتن و کشتن صدها شیر در یک زمان را به منظور تفریح همگانی میدادند.[۱۵۶] مارکوپولو گزارش میکند که شاهزادگان هندی به تربیت شیر اقدام میکردند و حتا قوبلایخان آنها را در محل زندگیش نگه میداشت.[۱۵۷] با این حال از آنجا که او اشاره میکند که «آنها بزرگتر از شیرهای بابلی بودند و پوست زیبایی داشتند که رگههایی به رنگ سفید، سیاه، و قرمز داشت»، به نظر میآید که منظور او ببر بودهاست.[۱۵۸]
در باغوحش
شیر همانند جانورانی چون ببر و کوسه از جمله جاندارانی است که مردم مشتاق دیدنشان در باغوحشها هستند و باغوحشها آن را برای شخصیت کاریزمایش در میان مردم و علاقهشان برای دیدنش، نگاه میدارند.[۱۵۹] امروزه نزدیک به ۱۰۰۰ شیر آفریقایی و ۱۰۰ شیر آسیایی در باغوحشها و پارکهای حیات وحش در سراسر جهان نگهداری میشوند. از شیرها برای اهدافی چون گردشگری، آموزش و مقاصد حفاظتی نگهداری میشود.[۱۵۹]
برنامههای جابجایی و مبادله شیرها در میان باغوحشها برای مدت طولانی وجود داشتهاست که هدف از آنها بالا بردن تنوع ژنتیکی شیرهای در اسارت است. با این حال از آنجا که این برنامهها در گذشته مبادله زیرگونههای مشخص با همدیگر را رعایت نمیکردند، آلودگی ژنتیکی در میان جمعیتهایی با منشا جدای از هم پدید آمد. اما برنامههای امروزین این مساله را در نظر میگیرند و تلاش میکنند تا شیرهایی از زیرگونههای مختلف را به دنیا نیاورند. برنامه نجات نسل این جانور تلاشی برنامهریزی شده از سوی اتحادیه باغوحشها و آکواریومها در این سو است. در ۱۹۸۲، این برنامه طرحهایی برای حفاظت از تنوع ژنتیکی شیرهای آسیایی ارایه کرد. طرحی مشابه برای شیرهای آفریقایی، و با تاکید بر زیرگونه آفریقای جنوبی، در ۱۹۹۳ کلید خورد. بیشتر این شیرهای در اسارت منشا نامشخص دارند و این مساله بازگرداندن آنها به حیات وحش را ناممکن یا بسیار سخت میکند.[۶۸]
زیرگونه شیر اطلس، که به دلیل آنکه بزرگترین زیرگونهاست از همه دیگر شیرها دیدنیتر است، امروزه دیگر در حیات وحش وجود ندارد اما تعداد اندکی از شیرهای در اسارت وجود دارند که ادعا میشود از نسل این شیرها هستند. ۱۲ عدد از این شیرها در بندر لیمپن در کنت، انگلستان، نگهداری میشوند؛ اینها همگی از جانوران باغوحش متعلق به شاه مراکش به جای ماندهاند. همچنین ۱۱ نمونه دیگر که ادعا میشود شیر بربری هستند در باغوحش آدیس آبابا، یکی در باغوحش نووید، و چند نمونه در پارک حیات وحش امنهویل در فرانسه وجود دارند. چند بنیاد پژوهشی با همکاری دانشگاه آکسفورد برنامهای بلندپروازانه با عنوان پروژه شیر بربری در حال اجرا دارند که هدف آن به دنیا آوردن این شیرها در اسارت و معرفی دوباره آنها به طبیعت در یکی از پارکهای ملی مراکش در کوههای اطلس است.[۱۶۰]
نمایش و سیرک
جنگ جانوران از جمله نمایشهای مرسوم در پاریس در سده هجدهم میلادی بودهاست. به جان هم انداختن شیر با دیگر جانوران درنده به زمانهای باستان بر میگردد و تا پایان سده هفدهم نیز در اروپا مرسوم بودهاست. نبرد میان شیرها و سگها به صورت کلی از ۱۸۰۰ در شهر وین در اتریش و از ۱۸۲۵ در انگلستان ممنوع شد.[۱۶۱]
پیشگامان تربیت شیرها و رام کردنشان آنری مارتن فرانسوی و ایساک وان امبورگ آمریکایی بودند. آنها کارشان را در میانه سده نوزدهم آغاز کردند و روشهای آنها به سرعت از سوی دیگر مربیان پیگیری شد.[۱۶۲] مارتن نمایش خود را در سومین المپیک سیرک در ۱۸۳۱ در پاریس با نمایشی به نام «شیرهای میسور»[پانویس ۱۱] آغاز کرد؛ نمایشی که در آن دو شیر به نامهای «نرو» و «کوبورگ» و یک ببر به نام «اتیر» حضور داشتند. وان امبورگ نیز به همراه تور خود انگلستان را گشت و در برابر شهبانو ویکتوریا به اجرا پرداخت. رامکردن نماد قدرت در طبیعت و واداشتن آن به اجرای برنامه توجه بسیار بیشتری را از سوی مردم نسبت به رامکردن سنتی اسبها بر میانگیخت.[۱۶۲]
شیر در فرهنگ
از هزاران سال پیش تاکنون، از شیر به عنوان نماد در فرهنگهای آسیا، اروپا، و آفریقا استفاده میشدهاست. بر خلاف حملههای گهگاه شیرها به انسانها، این جانوران وجهه مثبتی در فرهنگهای مختلف داشتهاند و به عنوان جانورانی با قدرت و صلابت به تصویر کشیده میشدند. شیرها در میان مردم اغلب با عنوان «شاه جنگل» یاد میشوند و از این رو همچون نمادی پادشاهی نگریسته میشدند.[۱۶۳] از آنها همچنین به رشادت یاد شده و ازوپ، داستانسرای یونانی سده ۶ پیش از میلاد، در حکایتهای خود شیرها را مثال آوردهاست.[۱۶۴]
به تصویر کشیدن شیرها به ۳۲٬۰۰۰ سال پیش باز میگردد؛ عاج تراشیده شده به شکل انسان با سر شیر در غار ووگلهرد در جنوبغربی آلمان قدمتی نزدیک به ۳۲٬۰۰۰ دارد و مربوط به تمدن اوریگنیشن است.[۶] در غارنگارههای پارینهسنگی غارهای لاسکو مربوط به ۱۵٬۰۰۰ سال پیش نیز میتوان تصاویر شیرها را دید. در اتاق گربهسانان در این غار تصویری وجود دارد که دو شیر را در حال جفتگیری نشان میدهد.[۱۷]
مصریان باستان مادهشیر را، که شکارچیای قوی بود، یکی از خدایگان جنگ خود میدانستند و ایزدانی چون باستت، مافدت، منهیت، پکهت، سخمت، تفنوت، و ابوالهول از آن جمله بودند.[۱۶۳] فرعون قدرتمند مصری، رامسس دوم، با یک شیر در صحنه نبرد حاضر میشد و آمنهوتپ دوم در حالی که سوار بر ارابه بود به شکار شیر میرفت.[۱۲۸] شیر نیمیان در یونان و روم باستان نمادین بود. این شیر در صورت فلکی برج اسد به تصویر کشیده میشد و طبق افسانهها، هرکول پوست آن را بر تن میکرد.[۱۶۵] شیر همچنین نمادی همیشگی در میانرودان بود و در میان سومریان و آشوریان و بابلیان به عنوان نمادی استوار از شاهنشاهی نگریسته میشد. شیر بابلی موتیف، که به شکل یک تندیس پیدا شدهاست، اغلب بر دیوارها نقاشی میشد و از آن با نام شیر گامزنان بابل یاد میشود. این بابل بود که در آن بنا بر کتابهای عهد قدیم، دانیال پیامبر از دخمه شیرها سالم بیرون آمد.[۱۶۶]
در متنهای پوراناها در هندوئیسم، ناراسیما (به معنای «انسان-شیر») تجسمی نیمهانسانی-نیمهشیر یا اواتار از ویشنو است که توسط بندگان هندویش پرستش میشود و پراهلادای کودک را از چنگ پدر اهریمنصفتش شاه هیرانیاکاشیپو نجات میدهد.[۱۶۷] ویشنو در ناراسیمها شکلی نیمهانسان-نیمهشیر میگیرد در حالی که بدنی به شکل انسان دارد ولی سری همچون یک شیر با پنجههای آن. سینگ نامی ودایی و باستانی در هند است به معنای «شیر» (منظور شیر آسیایی) که قدمتش به بیش از ۲٬۰۰۰ سال پیش در هند باستان بر میگردد. این نام در اصل تنها توسط راجپوتها، کاستی نظامی د هند، استفاده میشد. پس از پیدایش «انجمن برادری خالص» در این کشور در سال ۱۶۹۹، سیکها نیز به دلیل آرزوهای گورو گوبیند سینگ، نام سینگ را به کار بردند. امروزه در کنار میلیونها راجپوت هندو، این نام توسط ۲۰ میلیون سیک در سراسر جهان مورد استفاده قرار میگیرد.[۱۶۸]
تصویر شیر آسیایی نه تنها در نشان ملی هند وجود دارد، که تصویر آن بر روی پرچمها و نشانهای خانوادگی دیگر کشورها و مناطق آسیا و اروپا دیده میشود.[۱۶۹] کمی پایینتر از شبهقاره هند، شیر آسیایی برای قوم سینهالی، پرجمعیتترین گروه نژادی در سریلانکا، ارزشی نمادین دارد. نام سیهالی از واژه هندوآریایی سینهالا که ترکیبی به معنای «مردمان شیر» یا «مردمانی از تبار و خون شیر» است، گرفته شده. پرچم سری لانکا شیری را به تصویر میکشد که شمشیری آهیخته در دست دارد.[۱۷۰] کشور سنگاپور نام خود را از دو واژه مالایی سینگا (شیر) و پورا (شهر/دژ) میگیرد که خود از واژگان تامیلی-سانسکریت சிங்க سینگا و पुर புர پورا، میآید.[۱۷۱]
شیر آسیایی چهرهای معمول در هنر چینی است. محبوبیت آنها در دوران دودمان هان (۲۰۶ پیش از میلاد تا ۲۲۰ پس از میلاد) با معرفی شیرهای محافظ چینی افزایش یافت. تندیس این شیرها در جلوی کاخهای پادشاهی و به منظور محافظت از خاندان شاهنشاهی گذاشته میشدند. از آنجا که شیرها هیچ گاه بومی و ساکن چین نبودهاند، آنها را اغلب به عنوان هدیه برای شاهان چینی میآوردند و نخستین تصویرسازیها از این شیرها اندکی غیرواقعی بودند.[۱۶۶] پس از معرفی هنر بودایی به چین در دودمان تانگ (پس از سده ششم میلادی)، شیرها اغلب بدون بال به تصویر کشیده میشدند، بدنشان قطورتر و کوتاهتر شد، و یالشان پیچخورده گشت.[۱۷۲] رقص شیر نوعی رقص سنتی در فرهنگ چینی است که در آن حرکات این جانور توسط شخصی که لباسی با هیبت شیر را پوشیده، تقلید میشود. این رقص اغلب به همراه موسیقی سنج و طبل و ناقوس اجرا میشود و از جمله مراسم اصلی در جشنهای سال نوی چینی است که برای نوید خوشبختی در سال نو انجام میشود.[۱۷۳]
«شیر» نام اختصاری چندین تن از جنگاوران سدههای میانی بودهاست؛ کسانی چون ریچارد شیردل[۱۶۳] و هاینریش شیر. دوک ساکسونی و رابرت سوم فلاندر نام اختصاری «شیر فلاندرز» داشتند؛ نمادی ملی فلاندرزی که تا زمان حال نیز مورد استفاده قرار میگیرد. شیرها به کرات در نشانهای خانوادگی در اروپا و کانادا به تصویر کشیده میشدند.[۱۷۴] شیر همچنین نماد تیمهای ملی فوتبال در انگلستان، اسکاتلند و سنگاپور است و دیگر تیمهای نامداری چون دیترویت لاینز در انافال،[۱۷۵] باشگاه فوتبال چلسی[۱۷۶] و باشگاه فوتبال استون ویلا[۱۷۷] در لیگ برتر انگلستان (و خود نماد لیگ برتر[۱۷۸])، است.
در ایران، شیر از گذشتههای دور نمادی باستانی در فرهنگ ایرانی بودهاست و نقش آن را میتوان در گورهایی باستانی چون شیر سنگی[۱۷۹] و قالیچههای معروف به «قبای شیری»[۱۸۰] مشاهده کرد. تصویر شیر در کندهکاریهای تخت جمشید و کاخ داریوش بزرگ چندین بار به کار رفته؛ از جمله این تصاویر میتوان به صحنه شکار گاو ماده توسط شیر در پلکان شرقی بنا اشاره کرد. در این نگاره شیری که نماد خورشید است با حمله بر گاو سرما و زمستان، به تعقیب آن میپردازد و این هنگام اعتدال بهاری و نوروز است.[۱۸۱]
شیر در ادبیات ایران نیز نقشی بزرگ دارد و فردوسی در شاهنامه بارها به آن اشاره میکند و رشادت و بزرگی پهلوانان را با تواناییهای شیر میسنجد. دیگر شاعران ایرانی نیز پادشاهی شیر را ستودهاند و از آن به قدرت و خردورزی یاد کردهاند:[۱۸۲]
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ جهان کرده بر دیو نستوه تنگ — فردوسی
امیر است شیری که دارد سپاه ز خرگوش و روباه و گرگ و شغال — ناصرخسرو
خوی نیکو تو را چو شیر کند خوی بد، عالم از تو سیر کند — سنایی
نشان شیر و خورشید همچنین از معروفترین نمادهای ایرانی است که نه تنها در دورههای بسیاری از تاریخ ایران بر پرچم آن قرار داشت که تا پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ نماد ملی این کشور بود.[۱۸۳] تصویر شیر همچنین در بسیاری دیگر نشانها در تاریخ ایران از جمله تاجها، پرچمهای جنگ، و لباسهای پادشاهی به کار میرفته.