بیماریها
بیماریها
گونههای مختلفی از کنه گوشها، گردن، و کشاله ران بیشتر شیرها را آلوده میکنند.[۶۵] از آنجا که شیرها از گوشت جانورانی چون آهو تغذیه میکنند، چندین گونه کرم کدو در رودههای این جانوران شناسایی شده است. شیرهای انگورونگورو در سال ۱۹۶۲ مورد حمله تعداد زیادی پشه اصطبل قرار گرفتند؛ این رویداد باعث شد که بدن شیرها را لکههای خونی فرا بگیرد و لاغر و نحیف شوند. شیرها تلاش بینتیجهای برای گریز از نیش این پشهها میکردند و یا به بالای درختان میرفتند یا به سوراخهای زیرزمینی کفتارها میخزیدند. در نتیجه این اتفاق، بسیاری از آنها کشته شدند یا از منطقه مهاجرت کردند به گونهای که جمعیت شیرهای ساکن از ۷۰ عدد به ۱۵ رسید.[۶۶] شیوعی جدید از این پشهها در سال ۲۰۰۱، تعداد ۶ عدد شیر قربانی گرفت.[۶۷] شیرها، به ویژه در اسارت، میتوانند به بیماریهایی چون ویروس هاری سگسانان (CDV)[پانویس ۴]، ویروس نقص ایمنی گربهسانان (FIV)[پانویس ۵]، و پریتونیتیس واگیردار گربهسانان (FIP)[پانویس ۶] مبتلا شوند.[۶۸] CDV در میان سگهای اهلی و دیگر گوشتخوارسانان شایع است؛ در سال ۱۹۹۴، همهگیری این بیماری در پارک ملی سرنگتی باعث آن شد که بسیاری از شیرها علایمی عصبی همانند حملههای ناگهانی پیدا کنند. در هنگام این همهگیری، تعداد زیادی از شیرها به دلیل سینهپهلو و آنسفالیت تلف شدند.[۶۹] FIV همانند اچآیوی است ولی کمتر دیده شدهاست که شیرها را به صورت مستقیم آلوده کند. با این حال مسوولان باغوحشها آزمایشهای هر از چند گاه یکباری برای تشخیص زودهنگام شیرها در صورت ابتلا به آن انجام میدهند. شیرهای آسیایی و نامیبیایی کمتر به این ویروس آلوده میشوند.[۶۸]
بروز بیماری مشمشه در میان شیرها، به ویژه شیرهای نگهداریشده در باغ وحشها، سابقه داشتهاست.[۷۰] در سال ۱۳۸۹ خورشیدی و در پی بروز مواردی از این بیماری در باغ وحش تهران، مسوولان این باغوحش برای جلوگیری از همهگیری آن اقدام به کشتن ۱۴ شیر ساکن در آن با شلیک گلوله کردند.[۷۱]
رفتار
شیرها بیشتر وقت خود را به استراحت میگذرانند و نزدیک به ۲۰ ساعت در روز نافعال هستند.[۷۲] با آنکه این جانوران میتوانند در هر زمانی فعال باشند، فعالیت آنها اغلب با پایین رفتن خورشید افزایش مییابد و به معاشرت درونگروهی، پاککردن خود، و تخلیه شکم میپردازند. فعالیتهای متناوب در طول شب و پیش از طلوع خورشید، در هنگامی که احتمال شکار بیشتر است، پیگیری میشوند. آنها در طول روز به طور متوسط ۲ ساعت راه میروند و ۵۰ دقیقه غذا میخورند.[۷۳] میزان فعالیت شیرها نه تنها به بارانی یا خشک بودن فصلها ارتباط مستقیم دارد، که وضعیت ماه و روشنایی نیز بر فعالیتشان تاثیر میگذارد؛ آنها در هنگامهایی چون شبهای با ماه کامل فعالیت زیادی ندارند چرا که نور ماه احتمال شکار موفق را از آنها میگیرد و از این رو ترجیح میدهند به شکار نروند.[۷۴]
ساختار اجتماعی
شیرها اجتماعیترین گروه گربهسانان هستند؛ گروهی که بیشتر اعضایش ترجیح میدهند به صورت تکی زندگی کنند. این جانوران دو گروه اجتماعی عمده دارند: مقیمها و مهاجران.
مقیمها: مقیمها در گروههایی زندگی میکنند که گله[پانویس ۷] نامیده میشوند.[۷۵] گلهها معمولا از ۵ یا ۶ ماده، تولههایشان از هر دو جنس، و ۱ یا ۲ نر که با مادههای بالغ آمیزش میکنند، تشکیل میشوند.[پانویس ۸] تعداد نرها گاه به ۴ عدد نیز میرسد ولی پس از مدتی کم میشود. تولههای نر پس از رسیدن به بلوغ از گله مادری خود بیرون میشوند.
مهاجران: این گروه گستره بیشتری برای زندگی انتخاب میکنند و به صورت تکی یا دوتایی در حرکتند.[۷۵] جفتشدن گروهی از سوی نرهای بالغی که از گروه مادری خود بیرون انداخته شدهاند معمولتر است. شیرها میتوانند وضعیت زندگی خود را از مهاجر به مقیم و بالعکس تغییر دهند. گاه نرها در طول زندگی نمیتوانند وارد هیچ گلهای شوند. مادههای مهاجر اما برای مقیم شدن مشکل سختتری دارند و آن پذیرفته نشدنشان از سوی مادههای گله مقیم است که جلوی پیوستن آنها به گله را میگیرد. منطقهای که توسط یک گله اشغال میشود اغلب قلمرو خوانده میشود.[۷۵] قلمرو این جانوران میتواند در گستردهترین حالت تا ۲۶۰ کیلومتر مربع را پوشش دهد.[۷۶]
اینکه چرا رفتار اجتماعی به بالاترین شکل خود در میان شیرهای ماده شکل گرفته محل بحث بسیار است. اگرچه بالا رفتن احتمال شکار دلیلی واضح به نظر میآید، در بررسیها کمتر نشانهای از قطعیت آن دیده شده چرا که با آنکه شکار دستهجمعی موفقیت بالاتری دارد، باعث میشود که آن اعضایی از گروه که شکار نمیکنند میزان انرژی دریافتی به ازای هر کس را کم کنند. با این حال بعضی از آن اعضا نقش بزرگکننده تولهها را دارند و این خود باعث بقای گله میشود.[۵۵] اعضای گله اغلب نقش مشخصی در شکار بازی میکنند. آنهایی که به شکار میپردازند باید از تندرستی کامل برخوردار باشند تا بقای گروه تضمین شود، از این رو نخستین کسانی هستند که از گوشت شکار بهره میگیرند. از دیگر دلایل شکلگیری رفتار اجتماعی در شیرها میتوان به انتخاب خویشاوندی (اینکه بهتر است غذا را با یک شیر همخانواده بخش کرد تا شیری غریبه)، نگهداری بهتر از تولهها، محافظت از قلمرو، و تامین فرد در هنگام زخمی شدن یا گرسنگی اشاره کرد.[۷۷][پانویس ۹]
مادهشیرها از آنجا که کوچکتر، چالاکتر، و سریعتر از شیرهای نر هستند، بیشترین شکار را در گله انجام میدهند. آنها همچنین نیازی به حمل یال سنگینی که خود در هنگام شکار باعث ایجاد گرما و خستگی میشود، ندارند. شیرها در هنگام شکار به صورت گروهی برای از پای درآوردن طعمه اقدام میکنند. با این حال اگر پس از شکار شدن طعمه توسط مادهها، نری در نزدیکی طعمه باشد، آن نر اغلب طعمه را به تسلط خود در میآورد. نرها رضایت بیشتری برای تقسیم غذای خود با تولهها دارند تا مادهها ولی به ندرت طعمهای را که خود شکار کردهاند با کسی قسمت میکنند. طعمههای کوچکتر در محل شکار خورده و از این رو در میان شکارچیان تقسیم میشوند؛ طعمههای بزرگتر اما توسط شیر به مکانهای خلوتتر کشیده میشوند. این طعمهها اغلب بیشتر تقسیم میشوند؛[۷۸] اگرچه اعضای گله به طور معمول برای به دست آوردن سهم بیشتر از غذا رفتار پرخاشگرانه نسبت به هم میگیرند.
هر دو جنس نر و ماده از گله در برابر حمله به آن پاسداری میکنند. بعضی شیرها به طور ویژه رهبری دفاع از گله را بر دوش میگیرند در حالی که دیگر شیرها در دفاع شرکت نمیکنند.[۷۹] در یک گله، هر شیر نقشی را بازی میکند و آنهایی که در دفاع نقشی ندارند ارایه خدمات دیگری به گروه را عهدهدار میشوند.[۸۰] نگره دیگر این است که چیزی همانند جایزه برای آن شیرهایی وجود دارد که نقش دفاعی دارند و این از عوامل تعیین رتبه مادهها در گروهاست.[۸۱] در روزهای گرم این احتمال هست که گله به زیر سایهای گرد آید و یک یا دو نر به پاسبانی بپردازند.[۸۲] نر یا نرهای گله باید از موقعیت خود در گروه در برابر نرهایی بیرون از آن که تلاش میکنند با مادههای گله ارتباط برقرار کنند، دفاع کنند. مادهها نیز گروه خانوادگی قویای تشکیل میدهند و اجازه ورود مادههایی بیرون از گله به درون گروه را نمیدهند.[۸۳] عضویت در گروه تنها با تولد یا مرگ مادهشیرها تغییر میکند،[۸۴] اگرچه بعضی مادهها گله را ترک و مهاجرت میکنند.[۸۵] در سوی دیگر اما نرهایی که به سن ۲ تا ۳ سالگی میرسند باید گله را ترک کنند.[۸۵] این مساله برای نرهایی که به سن پیری نیز رسیدهاند درست است و آنها اغلب ناچار میشوند هنگام پیری را به تنهایی سپری کنند؛ چنین چیزی احتمال بیشتر زنده ماندنشان را به شدت کم میکند.[۸۶]
شیرهای نر در ۶ سالگی توانایی بدنی برای به چالش کشیدن شیرهای فرمانده در یک گله را خواهند داشت.[۸۷] اگر آنها بتوانند در این سن یکی از شیرهای فرمانده در یک گله شوند، فرصتی تقریباً ۳ ساله برایشان باقی میماند تا بتوانند هنوز در فرماندهی گله بمانند پیش از آنکه شیرهای نر جوانتری آنها را کنار زنند. به دلیل این فرصت کم، آنها باید اطمینان حاصل کنند که به محض به قدرت رسیدن بیشترین مادههای ممکن را بارور خواهند ساخت. از آنجا که مادهها تا هنگامی که تولههایشان بزرگ نشدهاند علاقهای به باروری نشان نمیدهند، هنگامی یک شیر نر یا گروهی از شیرهای نر جوان با کنار زدن شیرهای فرمانده پیشین به فرماندهی میرسند، تولههای زیر دو سال مادران درون گله را میکشند تا بتوانند با وادار کردن مادهها به بازگشت به دوره فحلی، در نخستین دوره بعدی مادهشیرها با آنها بیامیزند.[۸۸]
با آنکه شیرهای جوانتر همواره در تلاش هستند تا به فرماندهی یک گله برسند و شانس بچهدارشدن پیدا کنند، شیرها بر خلاف گرگها و خدنگها در ساختار اجتماعی خود سلسله مراتب ندارند. هیچ شیری بالاتر از دیگری نیست و نرهای بالغ گله رابطه خوبی با هم دارند چرا که اغلب همگی برادر، پسرعمو، یا همبازی کودکی هستند.[۸۹]
برقراری ارتباط
شیرها در هنگام استراحت رفتارهای اجتماعی و ارتباطی گوناگونی دارند و حرکات بیانی در آنها بسیار پیشرفتهاست. معمولیترین حرکت ارتباطی در میان آنها مالیدن سرها به هم و لیس زدن یکدیگر است.[۹۰] مالیدن سر شامل نوازش صورت و گردن شیر دیگر میشود و نوعی احترامگذاری و خوشامدگویی است چرا که اغلب هنگامی که یکی از اعضای گله پس از مدتها به گروه بر میگردد و نیز پس از بازگشت یک شیر از نبرد، انجام میشود. نرها بیشتر نرهای دیگر را نوازش میکنند در حالی که مادهها و تولهها به نوازش مادهها میپردازند.[۹۱] لیس زدن نیز اغلب در پی نزدیک کردن سر به طرف مقابل روی میدهد و بیشتر دوسویهاست و طرف دوم لذت خود از این حرکت را ابراز میدارد. سر و گردن معمولترین جاهایی هستند که لیس زده میشوند. به صورت معمولی یک شیر نمیتواند خود این بخشها در بدنش را لیس بزند و تمیز کند.[۹۲]
شیرها دارای حالات چهره و ژستهای بدنی هستند که در ارتباط برقرار کردن آنها نقش دارند.[۹۳] صداهای تولید شده توسط آنان نیز دارای طیف گستردهای است که به نظر میرسد تفاوتها در شدت و زیر و بمی آنها نقش بنیادین در برقراری ارتباط توسط آنان داشته باشند. صدای شیرها شامل دندان قروچه، خر خر، فشفش، سرفه، میومیو، و غرش کردن است. یکی از ویژگیهای شیرها عادتشان به غرش کردن پی در پی است. این غرشها با تعداد کمی صدای عمیق و بلندمدت آغاز میشوند که در پایان به صداهای کوتاهمدتتر میرسند. شیرها اغلب در شب غرش میکنند و صدایشان از ۸ کیلومتری تشخیصپذیر است.[۹۴] این جانوران بلندترین غرش در میان همه گربهسانان را دارند.
از دیگر روشهای ارتباطی شیرها با هم میتوان به نشانهگذاری قلمرو یک شیر توسط ادرار کردنش بر تنه درختان، مدفوع کردن، یا مالیدن سر به بیشهها برای تولید بوی ویژه اشاره کرد.[۹۵]
شکار و تغذیه
شیرها جانوران نیرومندی هستند که بیشتر در گروههای هماهنگ به شکار میپردازند.[۹۶] قلب شیرها درصد وزنیِ به نسبت متوسطی از کل بدن را تشکیل میدهد که برای مادهها این میزان ۰،۵۷ درصد است و برای نرها ۰،۴۵ درصد وزن بدن؛ این در حالی است که قلب یک کفتار ۱ درصد وزن بدنش را تشکیل میدهد، از این رو شیرها تنها میتوانند در دورههای زمانی کوتاهی به سرعت بدوند.[۹۷] چنین چیزی باعث لزوم نزدیک بودن به طعمه پیش از شکار آن میشود و به همین دلیل شیرها روشهای ویژهٔ خود را برای استتار و پنهان شدن دارند تا از دید طعمه دور باشند.[۹۸] آنها پنهانی شکار را تعقیب میکنند تا آنکه به فاصله تقریبی ۳۰ متری آن یا کمتر برسند. عمل شکار بیشتر توسط مادهها انجام میشود و شیرهای نر در کنار فرزندانشان میمانند و منتظر میشوند که مادهها از شکار باز گردند و اغلب همه اعضای گله از لاشه تغذیه میکنند.[۹۹] چندین مادهشیر با هم از چند نقطه گله طعمهها را محاصره میکنند و به نزدیکترین طعمه هجوم میآورند. حمله کوتاهمدت و قوی است و آنها اغلب با یکبار حمله طعمه را میگیرند. طعمه بیشتر توسط خفه کردن کشته میشود. گاهی پیش از گرفتن گلو، نیاز است تا با حمله به ران جانورانی چون گاو وحشی، نخست آنها را زمینگیر کرد.[۱۰۰] روش دیگر کشتن آن است که شیر ماده دهان و سوراخهای تنفسی قربانی را گاز میگیرد و میان آروارههای خود نگه میدارد تا خفه شود.[۱۰۱] طعمههای کوچکتر اما به سادگی و با یک ضربه پنجه شیر کشته میشوند.[۱۰۲]
خوراک شیرها را بیشتر پستانداران بزرگ تشکیل میدهند. شیرهای ساکن آفریقا شکار جانورانی چون گاو وحشی، ایمپالا، زبرا، گراز زگیلدار، و گاومیش آفریقایی را ترجیح میدهند در حالی که شیرهای جنگل گیر به سراغ گراز و چندین نوع مختلف از گوزنها میروند.[۱۰۳] جانوران گوناگون دیگری نیز بسته به در دسترس بودنشان شکار میشوند که اغلب شامل سمدارانی با وزن میان ۵۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم میشوند.[۱۰۴] گاهی آنها جانوران کوچکی چون آهو را نیز شکار میکنند. هنگامی که شیرها به شکار دستهجمعی میپردازند، میتوانند بیشتر جانوران، حتا آنهایی که بالغ و تندرست هستند، را به دام بیندازند. اما آنها کمتر به سراغ جانوران بزرگی چون زرافه میروند چرا که در این صورت احتمال زخمی شدنشان از سوی طعمه وجود دارد.
آمار بسیاری نشان از آن دارند که شیرها به گونه معمول از جانورانی در محدوده وزنی ۱۹۰–۵۵ کیلوگرم تغذیه میکنند. در آفریقا مهمترین منبع غذایی گاو وحشی است و پس از آن گورخر قرار دارد.[۱۰۳] بیشتر اسبهای آبی، کرگدنها، و فیلها به خاطر جثه بزرگشان شکار نمیشوند. بعضی غزالها و آهوهای چابک نیز به دلیل سرعت زیادشان طعمه مناسبی برای شیرها نیستند و بیشتر توسط یوزها شکار میشوند.[۱۰۵] با این حال زرافهها و گاومیشهای آفریقایی در مناطق مشخصی بهکرات شکار میشوند چرا که برخی گلهها مهارت شکار کردنشان را به دست آوردهاند.[۱۰۶] گاهی بچههای اسبهای آبی نیز شکار میشوند ولی شیرها کمتر به سراغ کرگدن میروند. با آنکه گرازهای زگیلدار وزنی کمتر از ۱۹۰ کیلوگرم دارند بسته به در دسترس بودنشان شکار میشوند.[۱۰۷][۱۰۸] غذای اصلی شیرهای آسیایی جنگل گیر گوزن خالدار است ولی از لحاظ تاریخی، احشام و گاوهای مردم محلی بخشی از غذای این شیرها را تشکیل میدادهاند.[۹۹]
شیرهایی که در نزدیکی محل سکونت انسانها هستند گاه به دامها نیز حمله میکنند. در هند چارپایان جنگلنشینان بخشی از خوراک شیرها را تشکیل میدهند.[۳۹] شیرها همچنین توانایی کشتن دیگر گوشتخوارانی چون پلنگ، یوز، کفتار، و سگ وحشی را دارند، اما بر خلاف دیگر گربهسانان پس از کشتن رقیب به خوردن آن مشغول میشوند. آنها لاشههای پیشتر مرده و یا شکار شده توسط دیگر جانوران را نیز میخورند و همواره با زیر نظر گرفتن کرکسهایی که در آسمان حلقه زدهاند، موقعیت لاشه یا جانور رو به مرگ را پیدا میکنند.[۱۰۹] یک شیر میتواند در یک وعده غذا خوردن تا میزان ۳۰ کیلوگرم گوشت از خود پذیرایی کند. اگر هم توانایی خوردن کامل طعمه در یک مرتبه را نداشته باشد برای چند ساعت استراحت میکند و سپس دوباره به سراغ باقیمانده میرود. یک مادهشیر نیاز به ۵ کیلوگرم گوشت در روز دارد و این میزان برای نرها نزدیک به ۷ کیلوگرم است.[۱۱۰] شیرهای جوان چگونگی آرام خزیدن برای نزدیک شدن به طعمه را در سه ماهگی میآموزند ولی تا یک سالگی در شکار نقشی ندارند. آنها در نزدیکی دو سالگی فعالیت شکاری اصلی خود را آغاز میکنند.[۱۱۱]
رقابت با دشمنان طبیعی
شیرها از قلمرو خود در برابر بیگانگانی مانند شیرهای نر غریبه و همچنین دشمن همیشگی خود یعنی کفتارها دفاع میکنند. آنها بطور غریزی دشمنی پایان ناپذیری با کفتارها بر سر تصاحب قلمرو دارند. بطوری که حتی بصورت گلّهای به نبرد با یکدیگر میپردازند که باعث تلفات زیاد از هر دو گروه به ویژه کفتارها میشود. یکی از خونبارترین این نبردها که در صحرای اتیوپی در جنوب آدیس آبابا رخ داد و دو هفته به درازا کشید، منجر به کشته شدن ۳۵ کفتار و ۶ شیر شد، و با برتری شیرها همراه بود.[۱۱۲] دشمنی شیرها با کفتارهای خالدار به خاطر رقابت بر سر غذا نیز هست. یک بررسی جامع نشان میدهد که رژیمهای غذایی شیر و کفتار ۵۸٫۶ درصد با یکدیگر همپوشانی دارند.[۱۱۳] شیرها نزدیک به ۷۰ درصد شکارهایی را که کفتارها انجام دادهاند از آنها میربایند.[۱۱۴] شیرها اغلب به دنبال کفتارهای خالدار نمیروند مگر آنکه در حال شکار باشند و یا آنکه از سوی آنها تهدید شوند. این در حالی است که کفتارهای خالدار به حضور شیرها بسیار حساس هستند؛ چه در شکار باشند و چه نباشند. شیرها شکار کفتارها را میربایند و نسبت به صدای آنها در هنگام شکار حساسیت دارند و به هنگام شنیدنش، به سوی مکان کفتارها میروند. در آزمایشهای انجام شده توسط دکتر هانس کروک[پانویس ۱۰]، پخش صدای ضبط شده کفتارها به هنگام غذا خوردن باعث جلب توجه شیرها و آمدن به سوی منبع صدا میشد.[۱۱۵] هنگامی که کفتارهای خالدار با شیرهای مواجه میشوند، اغلب در فاصلهای میان ۳۰ تا ۱۰۰ متری از آنها قرار میگیرند و منتظر میشوند که شیرها کارشان را به پایان برسانند.[۱۱۶] آنها اما گاه با تشکیل دستههای پرتعداد، از قلمرو خود در برابر شیرهایی که به آن وارد میشوند دفاع میکنند.[۱۱۷] بررسیها نشان میدهند که کفتارهایی که پیشتر تجربه رویارویی با شیرها را نداشتهاند نسبت به دیدن یک شیر برای نخستین بار واکنش خاصی نشان نمیدهند، ولی به محض استشمام بویش وحشتزده میشوند.[۱۱۵]
به نظر میرسد که شیرها علاقه دارند تا برتری خود بر دیگر گربهسانانی چون یوزپلنگ و پلنگ را با روشهایی چون ربودن شکارشان و کشتن فرزندان و خودشان (در صورتی که به دستشان افتند)، حفظ کنند. احتمال آنکه یک یوز شکار خود را به شیرها یا دیگر مهاجمان از دست بدهد، ۵۰ درصد است.[۱۱۸] شیرها از مهمترین قاتلان تولههای یوزها هستند و یوزها به دلیل حمله مهاجمان نزدیک ۹۰ درصد تولههای خود را در هفتههای آغازین تولد از دست میدهند. بر خلاف پلنگها که توانایی بالا رفتن از درخت و بردن تولهها و شکارشان به بالای آن را دارند، یوزها و تولههایشان اغلب توسط شیرها بر روی زمین تعقیب و کشته میشوند و شکارشان گرفته میشود.[۱۱۹] به همین شکل، شیرها به سگهای وحشی آفریقایی نیز حمله میکنند و با کشتن فرزندانشان، از گوشت آنها تغذیه میکنند. به همین دلیل، تعداد سگهای وحشی موجود در مناطقی که شیرها در آن حضور دارند کم است.[۱۲۰] با این حال گزارشهایی نیز از حمله گروهی سگهای وحشی به شیرها و کشتن و تغذیه از گوشتشان وجود دارند. در یک مورد، هشت سگ با حمله به یک شیر نر آن را کشتند و به خوردنش مشغول شدند.[۱۲۱]
تمساح نیل به همراه انسان، تنها جانورانی هستند که میتوانند تهدیدی برای شیرها به شمار روند. بسته به اندازه تمساح و شیر، یکی میتواند بر دیگری پیروز شود و آن را به قتل برساند. شیرها میتوانند تمساحهایی را که به درون خشکی میآیند از پا درآورند، و عکس آن نیز هنگامی رخ میدهد که شیری پا به درون آب میگذارد. تاکنون باقیمانده بدن و پنجه شیرها در شکم تمساحها پیدا شدهاست.[۱۲۲]
البته شیرها با یکدیگر نیز در رقابت هستند و بیشتر شیرهای بالغ یا توسط انسانها کشته میشوند و یا شیرهای دیگر.[۱۲۳] آنها اغلب ضربات سختی به هم وارد میکنند که باعث زخمهای جدی میشوند و این بیشتر هنگامی است که اعضای دو گله مختلف با هم روبرو میشوند و یا اعضای یک گله با هم بر سر شکار درگیر میشوند.[۱۲۴] شیرهای زخمی، از کار افتاده، و یا تولهشیرها ممکن است قربانی کفتارها و پلنگها شوند و یا آنکه در زیر پای گاومیشها و فیلها له شوند.[۱۲۵]
پراکندگی و جمعیت
گستره و پراکندگی
در آفریقا، شیرها اغلب در علفزارهای ساوانا با درختهای پراکنده اقاقیا که منبع خوبی برای گریختن به زیر سایه هستند، یافت میشوند.[۱۲۶] اما زیستگاه آنها در هند مخلوطی از جنگلهای خشک ساوانایی و جنگلهای بوتهای بسیار خشکاست.[۱۲۷]
گستره شیرها در اصل مناطق جنوبی اوراسیا، از یونان تا هند، و بیشتر آفریقا به جز مناطق جنگلی بارانخیز در مرکز و صحرای بزرگ بودهاست. هرودوت مینویسد که در حوالی ۴۸۰ پیش از میلاد مسیح، شیرها در یونان معمول بودند و حتا به کاروان شترهای خشایارشای هخامنشی در هنگامی که در یونان به سر میبرد، حمله کردند. در سال ۳۰۰ پ. م. ، ارسطو آنها را در یونان کمیاب توصیف کرد تا آنکه در سال ۱۰۰ پ. م. دیگر اثری از آنها در یونان نبود.[۱۲۸] گروهی از شیرهای آسیایی تا سده دهم میلادی در قفقاز و آذربایجان، واپسین پناهگاهشان در اروپا، به زندگی ادامه دادند.[۱۲۹]
شیرهای ساکن فلسطین در سدههای میانی به کلی نابود شدند و در بیشتر دیگر بخشهای آسیا نیز با ورود سلاحهای گرم در سده هجدهم میلادی از میان رفتند. در اواخر سده نوزدهم و آغاز سده بیستم میلادی آنها در شمال آفریقا و جنوب غربی آسیا منقرض شده بودند. در پایان سده نوزدهم شیرها در ترکیه و بیشتر مناطق شمالی هند ناپدید شده بودند[۶۸][۱۳۰] و واپسین مشاهده یک شیر ایرانی در ایران نیز مربوط به سال ۱۹۴۲ در دزفول و میان شیراز و جهرم میشود؛[۱۲۹] این زیرگونه امروزه تنها در جنگل گیر در شمالغربی هند یافت میشود.[۱۳۱] در حدود ۴۰۰ شیر در محوطهای حفاظت شده به مساحت تقریبی ۱٬۴۱۲ کیلومتر مربع در ایالت گجرات زندگی میکنند و تعدادشان به آرامی رو به افزایش است.[۹]
جمعیت کنونی و حفاظت
امروزه بیشتر شیرها در شرق و جنوب آفریقا زندگی میکنند و تعدادشان با سرعت زیادی در حال کم شدن است؛[۱۳۲] بررسیهای جمعیتی کاهش تقریبی ۳۰ تا ۵۰ درصدی در طی دو دهه گذشته را نشان میدهند.[۱] برآوردهای جمعیتی شیرهای آفریقایی میان سالهای ۲۰۰۴–۲۰۰۲، تعداد آنها را میان ۱۶٬۵۰۰ تا ۳۰٬۰۰۰ تخمین میزنند.[۱۳۳] تخمینهای اولیه در دهه ۱۹۹۰ تعداد آنها را تا بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ و حتا ۴۰۰٬۰۰۰ عدد پیشبینی میکردند. علت اصلی کاهش جمعیت این گونه بیماری و دخالت انسانی بودهاست و از دست دادن زیستگاه و کشته شدن توسط انسانها مهمترین عوامل تهدید کننده این جانور هستند.[۱] جمعیتهای باقیمانده نیز در گروهها و مناطق جدای از هم زندگی میکنند که این امر باعث درونزایی میشود و به طبع آن، کم شدن تنوع ژنتیکی. برای نمونه درونزایی در شیرهای جنگل گیر باعث پایین آمدن تنوع ژنتیکی، بالا رفتن سطوح تستوسترون، و کم شدن کیفیت اسپرم و لقاح در این جانوران شدهاست.[۱۳۴] از این رو، اتحادیه بینالمللی حفاظت از محیط زیست شیرهای آفریقایی را در رده گونههای آسیبپذیر گذاشته و شیرهای آسیایی را در رده در معرض خطر.[۱] [۱۳۵] از جمله موارد ضروری برای پاسداری از تنوع ژنتیکی در میان شیرها، پخش کردن شیرهای نر در میان جمعیتهای محلی گوناگون است.[۱۳۲]
درباره تعداد شیرهای موجود در بزرگترین جمعیت آنها در غرب آفریقا میان دانشمندان اختلاف است؛ تخمینهای موجود میان ۱۰۰ تا ۴۰۰ شیر در بومسازگان ارلی سینگو در بورکینا فاسو را نشان میدهند.[۱] از جمعیتی از شیرهای مقیم شمال غربی آفریقا در پارک ملی وازا، کامرون، تنها ۲۱–۱۴ عدد باقی ماندهاست.[۱۳۶]
مراقبت از هر دو شیر آفریقایی و آسیایی نیازمند پاسداری از مناطق محافظت شده و پارکهای ملی است؛ از بهترین این مناطق میتوان به پارک ملی اتوشا در نامیبیا، پارک ملی سرنگتی در تانزانیا، و پارک ملی کروگر در شرق آفریقای جنوبی اشاره کرد. در بیرون این مناطق برخورد میان شیرها و انسانها اغلب به کشته شدن شیرها منجر میشود.[۱۳۷][۱۳۸] در هند، که در آن واپسین پناهگاه شیرهای آسیایی در جنگل گیر قرار دارد، مشکلات متعددی در زمینه برخورد شیرها با انسان و کشته شدن دام با مردم محلی و مسوولان محیط زیست وجود دارند.[۱۳۹] طرحهایی برای ایجاد زیستگاه دومی در ایالت مادایا پرادش برای واپسین شیرهای آسیایی باقیمانده به منظور کمک به باقیماندن و رشد تنوع ژنتیکی در میان این گونه انجام شدهاند ولی موفقیتآمیز نبودهاند.[۱۴۰]
از پیشنهادهای مطرحشده به منظور حفاظت از شیرها در مناطق حفاظتشده، کشیدن سیم خاردار به دور این زمینها است. در یک بررسی در سال ۲۰۰۴، هزینه سیم خاردار کشیدن به دور پارک ملی مکگادیکگادی، ۳ میلیون دلار تخمین زده شد و این در حالی است که خسارت وارده به کشاورزان به دلیل هدف قرار گرفتن احشامشان توسط شیرها به ۵۰ میلیون دلار میرسید.[۱۴۱]
رابطه با انسان
حمله
به طور معمول، شیرها به انسان حمله نمیکنند؛ با این حال گهگاه خبرهایی درباره حمله شیرها در آفریقا به انسانها گزارش میشود و این همواره اقدامات تلافیجویانه از سوی مردم را در پی دارد. شیرهای آدمخوار ساوو در آفریقا در سال ۱۸۹۸ نزدیک به ۱۲۸ کارگر را که بر روی خط آهن مومباسا به نایروبی کار میکردند، کشتند.[۱۴۲] در میان سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵ میلادی، ۵۶۳ روستانشین تانزانیایی توسط شیرها مورد حمله قرار گرفتند که نشان از افزایش قابل ملاحظه این گونه حملهها میداد.[۱۴۳]
دلایل گوناگون حمله شیرها به انسانها توسط دانشمندان مورد بررسی قرار گرفتهاست.[۱۴۴] حمله این جانوران به انسان گاه میتواند در نتیجه آن باشد که انسانها در آفریقا با گذاشتن پسماندهای خود در نزدیکی خانههایشان باعث جلب توجه کفتارها و در پی آن شیرها میشوند.[۱۴۵] با کمشدن شکار و نایاب شدن طعمههای همیشگیشان، این جانوران ناچار به روی آوردن به احشام و به ناگزیر گلهداران میشوند.[۱۴۶] به نظر میرسد که آنها جز در هنگامی که طعمههایشان کمیاب شوند، به آدمی حمله نمیکنند. در تانزانیا این حملهها در پناهگاه حیات وحش سلوس و استان لیندی به وقوع پیوستند؛ جاهایی که در آنها انسانها حضور خود را گستراندهاند و یا جمعیتهای محلی شیر به دلیل حفاظت مناسب بالا رفتهاست.[۱۴۳] گاهی نیز برخی شیرها تنها به خوردن انسان روی میآورند چرا که به دلایل جسمی توانایی کشتن دیگر طعمهها را ندارند. در سال ۲۰۰۶، یک شیر در تانزانیا ۳۵ انسان را کشت و این به خاطر آن بود که به دلیل دنداندرد توانایی خوردن گوشتی جز گوشت انسان را نداشت.[۱۴۷] شیرهای پیر و یا ضعیف همچنین با احتمال بیشتری انسان را به عنوان یکی از طعمههای خود بر میگزینند.[۱۴۸]
انسانها نیز از دیرباز با حمله به شیرها، آنها برای تفریح یا دلایل دیگر شکار میکردند؛ شکارچیان نه تنها در گذشته، که حتا امروزه نیز شیرها را به عنوان تروفه شکار میکنند.[۱۴۹] کشته شدن شیرها توسط انسان گاه به دلیل فعالیتهای انسانی و گسترش مناطق مسکونی در جاهایی چون آفریقا بودهاست. شهرکنشینان مستعمرهنشین اهل اروپا در بسیاری از مناطق آفریقا و برای نمونه زیمبابوه، جمعیتهای بسیاری از گربههای بزرگ را نابود کردند.[۱۵۰] در میانه سده نوزدهم، یک مهاراجه برای تفریح به تنهایی ۳۰۰ شیر ایرانی در هند را کشت.[۱۵۱]
گاه انسانها از هیبت شیر برای حمله به دیگر انسانها و کشتن آنها استفاده میکردند: در دهه ۱۸۹۰ تعداد زیادی از مردم بومی کرانههای شرقی دریاچه تانگانیکا توسط «مردان شیری» کشته شدند. در ابتدا مردم محلی به کشیشان مسیحی التماس میکردند تا این مردمان را اخراج کنند، اما کشیشان با پی بردن به خرافات مردم از آن برای جلوگیری از پخش شدن اهالی منطقه استعماری بهره میگرفتند. حملات تا بدانجا پیش رفت که با کشته شدن تعداد زیادی از مردم، دولت استعماری دستور به بازداشت متجاوزان و مجازات آنها را داد. اصطلاح مردان شیری تا نیمسده پس از آن وقایع در بخشهای گستردهای از آفریقا به کار برده میشد.[۱۵۲] روش کار مردان شیری، که با کشتن انسانها در شب صحنه را به گونهای درست میکردند که گویی مقتول قربانی حمله یک شیر شده، گونهای ترور سیاسی بود که اغلب به گردن شیرها انداخته میشد و خود باعث کشتار تعداد زیادی شیر بیگناه به دست مردمان میگشت.[۱۵۳]