تغذیه
تغذیه
با اینکه پاندا در رده حیوانات گوشتخوار است اما خوراک غالب این حیوان گیاه و بهویژه گیاه بامبو است. با این وجود سیستم گوارشی پاندا ویژهٔ خوردن گوشت است و نمیتواند به خوبی سلولز گیاهی را هضم کند. در نتیجه انرژی و پروتئین کمی از خوردن بامبو بدست میآورد. پانداها به طور معمول روزانه ۹ تا ۱۴ کیلوگرم بامبو مصرف میکنند و به علت فقر ارزش غذایی بامبو برای خرسهای پاندا، آنها مجبورند شکمشان را کاملاً پر کرده و تا آنجا که میتوانند بخورند. پانداها بسیار دقت میکنند تا انرژیشان بیهوده تلف نشود و به این ترتیب از گذشتن از شیبهای تند و یا عکسالعملهای زیاد نسبت به سایر خرسها پرهیز میکنند.
دو خرس پاندا از نظر ظاهر و اندازه صورت و اندازه بدن و حتی میزان خوردن بامبو با هم متفاوت هستند، «راسل سیچون» پژوهشگر پانداشناس مشاهده نموده است که: «(پاندا) بیشتر شبیه یک گوریل گیاهخوار است و اندازه پایین تنه به حجم کلی بدن نشان دهنده سوخت و ساز پایین بدن است. این سطح پایین سوخت ساز بدن و همچنین روش زندگی پاندا به وی اجازه میدهد که توسط منابع غذایی ضعیفی چون بامبو بتواند به زندگی ادامه دهد.» پاندا دارای یک آروارهای قوی و دندانهای آسیای بزرگ است که به وی اجازه میدهد به راحتی گیاهان را بخورد.
بر اثر تجارت پر سود الوار پانداها به سوی مناطق مرتفعتر رانده شدهاند و همین خود باعث از بین رفتن مناطق جنگلی و از بین رفتن بامبوها که غذای اصلی پاندا را تشکیل میدهند شده است و به خاطر این اقدامات از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۴ یعنی در حدود تنها ۱۱ سال چیزی حدود ۵۰٪ از تعداد این حیوان کاسته شده است.
۲۵ نوع بامبو توسط این حیوان در طبیعت مصرف شده است و تنها تعداد کمی از انواع بامبو در ارتفاعات رشد میکنند یعنی همان جایی که پانداها اکنون زندگی میزیند. برگهای بامبو پروتئین زیادی دارند اما ساقهٔ آن از پروتئین کمی برخوردار است. به خاطر شکوفهدهی، مرگ و گردهافشانی همزمان انواع گیاهان بامبو، پانداها باید حداقل به ۲ نوع بامبو دسترسی داشته باشند تا گرسنه نمانند. اما تا زمانی که پانداها دندانهای خرس مانند خود را حفظ کردهاند میتوانند گوشت، ماهی و تخم پرندگان را در صورت در دسترس بودن بخورند. در باغ وحشها نیز به خرسها بامبو میدهند اما مقداری بیسکویت تقویتی نیز برای حفظ سلامت بهتر به آنها میدهند.
تولید مثل
سابقاً در تکثیر نسل پانداها در اسارت مشکل وجود داشت و آن مشکل عدم تمایل پانداها به برقراری ارتباط جنسی با یکدیگر در اسارت بود و این مشکل دانشمندان را بر آن داشت که راهی برای حل این مشکل بیابند. آنها راههایی چون نشان دادن فیلم نزدیکی پانداها با هم و حتی دادن داروی ویاگرا (تحریک کننده جنسی) را امتحان نمودند اما نتیجه دلخواه را نگرفتند. از روشهای ابتدایی دیگر لقاح مصنوعی بود. فقط اخیراً با استفاده از راههایی توانستند هر دو سال یک نوزاد به دنیا بیاورند.
توانایی جنسی پانداها از ۴ تا ۸ سالگی شروع و ممکن است تا ۲۰ سالگی ادامه یابد. دوره جفت گیری در سه ماه بهار میباشد که مادهها برای ۲ تا ۳ روز که آن هم فقط یک بار در سال است آماده جفت گیری میشوند. در طول مدت زمان جفت گیری ۲ تا ۵ نر برای بدست آوردن یک ماده با هم به رقابت میپردازند و نر غالب ماده را بدست میآورد. مدت زمان برقراری ارتباط جنسی بسیار کم است و از ۳۰ ثانیه تا ۵ دقیقه طول میکشد ولی ممکن است حیوان نر برای اطمینان از حسن انجام کار، عمل لقاح را چند بار تکرار کند. دورهٔ آبستنی ۹۵ تا ۱۶۰ روز طول میکشد. توله پاندا بین ۹۰ تا ۱۳۰ گرم وزن دارد که یک نهصدم وزن مادرش میباشد. پاندا بین ۱ تا ۲ توله به دنیا میآورد و اگر تولهها ۲ تا باشند پاندای مادر یکی از آنها را رها میکند و توله فوراً میمیرد. فعلاً دانشمندان نمیدانند پاندای ماده چگونه و بر چه مبنایی یکی از دو توله را انتخاب میکند. شاید توله ضعیفتر را رها کند اما چیزی ثابت نشده است. پدر هیچ کمکی به بزرگ شدن توله نمیکند.
هنگامی که توله بدنیا میآید صورتی، بی مو و نابینا است و ۶ تا ۱۴ دفعه در روز و هر دفعه تا ۳۰ دقیقه از مادرش شیر میخورد. مادر ممکن است ۳ تا ۴ ساعت توله خود را در پناهگاه رها کند و بهدنبال غذا خوردن برود و در طول این چند ساعت توله کاملاً بیدفاع است. یک تا دو هفته بعد از تولد، نقاطی از پوست که قرار است سرانجام خز سیاه درآورد تغییر رنگ داده و سیاه میشود. مقدار کمی رنگ صورتی ممکن است روی خز توله به وجود آید که حاصل واکنش شیمیایی بین آب دهان مادر و خز توله است. یک ماه پس از تولد رنگ توله کامل میشود اما هنوز نمیتواند راه برود بلکه تنها در ۷۵ تا ۹۰ روزگی شروع به خزیدن میکند. مادر با غلتاندن و کشتی گرفتن با تولهاش بازی میکند. توله تا ۶ ماه فقط شیر میخورد و تازه بعد از شش ماهگی میتواند تنها مقدار کمی بامبو بخورد. به هر حال شیر مادر تا ۱ سالگی مهمترین منبع غذایی توله حساب میشود. توله در پایان یک سالگی به ۴۵ کیلوگرم میرسد و تا یک سال و نیم تا دو سالگی با مادر زندگی میکنند. مدت زمان بین دو زایمان برای خرس پاندای ماده ۲ سال میباشد و بعد از ۲ سال از زایش نوزاد، دوباره آماده جفت گیری و تولد نوزاد بعدی میشود.
نام
هیچ منبع قطعی در مورد مبدا نام پاندا در انگلیسی وجود ندارد و نزدیکترین احتمال این است که از واژه تبتی «پونیا» که احتمالاً به خاطر انگشت شست تغییر یافته خرس پاندا است، گرفته شده باشد. در غرب نام پاندا در اصل تنها برای پاندای قرمز که حیوانی دیگر و بسیار کوچکتر از خرس پاندا است، بکار میرفت. تا زمان شناخته شدن رابطه خویشاوندی بین خرس پاندا و پاندای قرمز، خرس پاندا با نامهای خرس خالدار یا خرس ابلق شناخته میشد. پیش از آن مجموعهای از نوشتههای چینی، ۲۰ نام مختلف را برای این حیوان استفاده کرده بودند که یکی از آنها که حتی امروزه هم بهکار میرود، «خرس گربهای بزرگ» و یا تنها «خرس بزرگ» که ممکن است این اسم به خاطر شباهت مردمک چشم خرس پاندا به چشم گربه باشد، چراکه هر دو عمودی هستند، میباشد. در برخی از جاها در استانهای چین از نامهای کهن مانند «خرس خالدار» یا «خرس بامبو» استفاده میشود. در تایوان نام تازهاش، «خرس گربهای» است که در اینجا گربه، صفت است و خرس اسم و چون از لحاظ دستوری درست است، تلاشی برای دگرگون کردن آن نمیشود.
افسانه پانداها
یک افسانه قدیمی چینی میگوید که پانداها ابتدا سفید رنگ بودهاند دختر یکی از امپراطوران چین به پانداها علاقه زیادی داشت بعد از مرگ این دختر پانداها بسیار ناراحت مشوند و بخشی از بدن خود را به خاطر این دختر سیاه میکنند و این رنگ همیشه باقی میماند.
در باغ وحش
پانداها از زمان دودمان هان در باغ وحش نگهداری میشدند، سیما شیانگرو نویسنده چینی آن دوران اشاره کرده است که پاندا باارزشترین حیوانی بوده که در باغ امپراتور در شیآن نگهداری میشده است.
در مقالهای در نشریه نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۶ عنوان شد که هزینه نگهداری پاندا از دیدگاه اقتصادی ۵ برابر از گرانترین حیوان بعد از آن یعنی فیل بیشتر است.
نگارخانه