نخستین جنگ چین و ژاپن
| نخستین جنگ چین و ژاپن First Sino–Japanese War |
|||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
نیروهای ژاپنی در نخستین جنگ چین و ژاپن First Sino–Japanese War, major battles and troop movements |
|||||||||
|
|||||||||
| جنگ بین | |||||||||
| فرماندهان و رهبران | |||||||||
| جنگنده | |||||||||
| ۶۳۰٬۰۰۰ مرد Beiyang Army Beiyang Navy |
۲۴۰٬۰۰۰ مرد ارتش سلطنتی ژاپن نیروی دریایی امپراتوری ژاپن |
||||||||
| تلفات و شکستها | |||||||||
| ۳۵٬۰۰۰ کشته یا زخمی | ۱٬۱۳۲ کشته، ۳٬۹۷۳ زخمی ۱۱٬۸۹۴ مرگ بر اثر بیماری |
||||||||
نخستین جنگ چین و ژاپن (۱ آگوست ۱۸۹۴ تا ۱۷ آوریل ۱۸۹۵) بین دودمان چینگ چین و میجی ژاپن بر سر کنترل کره درگرفت. بعد از شش ماه موفقیت نیروی زمینی و دریایی ژاپن و از تصرف شهر ویهای چین، دودمان چینگ در فوریه ۱۸۹۵ درخواست صلح کرد.
زمینه
دههٔ ۱۸۹۰ زمان ظهور ژاپن به عنوان یک قدرت نظامی در منطقهٔ خاور دور بود. از چند سال قبل ژاپن به فکر ایجاد یک حلقهٔ دفاعی پیرامون خود افتاد و به همین منظور اقدام به تصرف جزایر استراتژیک اطراف خود کرد. در سال ۱۸۷۵ مجمع الجزایر بونین در فاصلهٔ ۵۰۰ مایلی از جنوب خلیج توکیو را اشغال کرد و در همان سال بر سر تصاحب جزایری در شمال غربی اقیانوس آرام با روسیه به توافق رسید. به این ترتیب که ژاپن از ادعای ارضی خود نسبت به جنوب جزیره بزرگ ساخالین صرف نظر کرد و روسیه نیز از ادعای ارضی نسبت به جزایر جنوبی کوریل چشم پوشید. در سال ۱۸۷۹ ژاپن جزیره اکیناوا را که مورد ادعای هر دو کشور چین و روسیه بود، ضمیمهٔ خاک خود کرد.[۱]
جنگ با چین
در دوران انزوای ژاپن کشور کره نیز سیاستی مشابه با ژاپن در پیش گرفته بود. پس از به سلطنت نشستن امپراتور میجی این دولت بارها تمایل خود را برای برقراری ارتباط سیاسی و اقتصادی با این کشور را اعلام داشت اما همواره به این درخواست جواب رد داده شد، تا اینکه سرانجام در سال ۱۸۷۶ درخواست ژاپن مورد پذیرش قرار گرفت و ارتباط بین دو کشور برقرار گردید. پس از آن روز به روز بر قدرت و نفوذ ژاپن در کره افزوده شد تا اینکه چین از نفوذ ژاپن در کره احساس خطر کرد و تضاد منافع این دو کشور در کره آنان را به سمت جنگ کشید.[۲]
نتیجه جنگ
این جنگ به نفع ژاپن پایان یافت. طبق پیمانی به نام پیمان شیمونوسهکی که در آوریل سال ۱۸۹۵ و یکسال پس از آغاز جنگ به امضاء رسید، به کشور کره استقلال داده شد و تایوان و شبه جزیره لیائودونگ تحت تصرف ژاپن در آمد. اقدام ژاپن در تصرف خاک چین موجب اعتراض مشترک کشورهای روسیه، فرانسه و آلمان گردید و ژاپن اجباراً شبه جزیره لیائودونگ در جنوب منچوری را به چین باز پس داد. ژاپن پس از این جنگ بیش از پیش به تقویت قدرت نظامی خود پرداخت.[۳]
آغاز جنگ بين چين و ژاپن در جنوب شرقي آسيا (1894م)
در سال 1894، ژاپن، پادشاه كره را به خودداري از پذيرش حاكميت چين برانگيخت و در جنگي كه به دنبال اين امر در 25 ژوئيه همان سال، بين چين و ژاپن در گرفت، چينيها به سرعت مغلوب ژاپنيها كه پيشرفتهتر و مجهزتر بودند، شدند. در پايان جنگ، پيماني ميان طرفين منعقد شد كه به موجب آن، كره ظاهراً مستقل شد ولي در واقع تحت الحمايه ژاپن بود و چينْ جزاير فُرمُز (تايوان)، پسكادور و شبهجزيره ليائوتونگ را به ژاپن واگذار كرد. چندي بعد، ژاپن مجبور شد بر اثر فشار دول غربي، شبه جزيره ليائوتونگ را به چين مسترد كند. جنگ چين و ژاپن زمينه ساز بروز جنگ ميان ژاپن و روسيه در اوايل قرن بيستم نيز شد. زيرا ژاپن با حمله به چين، برخي از پايگاهها و مواضع روسيه را در اين كشور مورد حمله قرار داده بود.